یلدای غیبت و غربت!


امشب هفتمین شب شهادت امام حسین و یاران با وفای ایشان است!

نه! امشب شب یلداست!

یلدای غیبت و غربت!

یلدای صبر...

همه ی اینها تفسیر دارد!

یلدای غیبت است که ده قرن و اندی به طول انجامیده،چه شبیست این شب! چقدر طولانی و امان از درازایش که سحر نمیشود... نمیدانم چرا کسی برای پایان گرفتن این شب، شب زنده داری نمیکند؟

یلدای غربت است! غربت شیعه! غربت همه ی آنهایی که ازشان دم میزنیم!آری یلدای غربت است! غربت حسین! که هنوز شب هفت اماممان نیامده شیرینی و شربت و هندوانه مان به راه است! آآآآی شیعه!آی مدعی! آی سینه زن! (دروغ گو!) تو عزادار مولایت حسینی؟!! مولایت؟!!! اینگونه؟مگر اینکه در کوفه ی شما با شربت و شیرینی عزاداری کنند! هیهات! آری! امشب را خوب بخند!خوب بخور! خوب خوش باش! بگذار فراموش کنی که امشب زینب در گوشه ی خرابه چه میکند با سر حسین؟ چه میکند با اشک های رقیه! چه میکند با بدن داغ و داغدار سجاد(ع)!

ای بابا! تو که عزاداری هایت را کرده ای!سینه هایت را هم که زده ای دیگر!خدا قبول کند؟ آری؟!!

یلدای صبر! زیباترین یلدا یلدای صبر است! یلدای زینب! الله اکبر! یلدایی که سیاه است... کبود است... یلدایی که غصه هایش، که قصه هایش بلند است... یلداست به راستی زینب صبور... یلداست و چه بسیار شکیباست زینب!

امشب برای زینب بی گمان شبی بی پایان است، یلداست... بلند است... آخر امشب هفتمین شبی است که زینب بی حسین سر به بالین... بالین؟(خاکروبه های خرابه های شام را میگویم!) آری ! سر به بالین میگذارد...

اینگونه است که یلدا بلند میشود، بی پایان میشود... برای چه کسی اما...برای زینب، برای اعوان و انثارش، برای داغدارانِ داغ حسین، که دلشان یلدایی شده، سیاه ِ سیاه در غم حسین! و برای آنان که یلدایی شده صورتشان، یلدایی شده دست و بازویشان... سیاه شده... کبود شده...چون یلدا... یا حسین... یلدائیان را دریاب...

آه! دلم گرفته است مولا... دلم گرفته است آقا... مولایَ یا حسین

دلم گرفته که پیامک پشت پیامک که یلدایتان مبارک! کدام مبارک؟کدام یلدا را تبریک میگویی مسلمان؟!!

اباصالح  التماس دعا، اباصالح التماس دعا، هرکجا رفتی یاد ما هم باش، نجف رفتی، کربلا رفتی، کاظمین رفتی، یاد ما هم باش،ابا صالح التماس دعا...

شیعه!شب یلدایت تسلیت باد...

یک ثانیه از عمر همین یک شب یلداست

باعث شده تا اینکه به یمنش بنشینیم

ده قرن ز عمر پسر فاطمه طی شد

یک شب نشد از هجر ظهورش بنشینیم

*********************************************


شاه شیعه بود، آقا جان!

-شاه شیعه است

-شاه سایه ی خداست
-وزوز پشه را چه به فانتوم! یک خودکاری در دستش گرفته و یک اعلامیه ای نوشته می خواهد آمریکا را شکست دهد!
-قبل از ظهور امام زمان همه ی قیام ها شکست می خورد و آن رهبری که خون مسلمین را هدر کرده است در آتش خواهد بود.
-امام سیزدهم در پاریس نشسته و شیعیان امام زمان را جلوی گلوله می فرستد!
-ایرانی ها دیوانه شده اند و این که بعضی‌شان شهید شده اند، این از خریتشان بوده است. آدم که نمی رود توی خیابان مقابل مسلسل بایستد!

ادامه نوشته

شما یک اقلیت اید!

شهید مظلوم آیت الله بهشتی

سخنان شهید دکتر بهشتی دیدار با انجمنهای اسلامی سازمان بهزیستی کشور: برادرها و خواهرهائی که بار سنگین مسئولیت‌ها را بردوش دارید و چشمها در انتظار نتایج تلاشهای به‌هم‌پیوسته‌ی شماست، خوش آمدید! شماها در اقلیت هستید و دیگر نمی‌خواهیم تعارف بکنیم که اقلیت هستیم. شما اقلیت مؤمن می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت تکیه کنید و بگویید بله، امروز دیگر دولت، دولت ماست؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت پیروز انقلاب تکیه کنید و کارهایتان را پیش‌ببرید؟ نظر ماها این است که شما یک اقلیتی باشید که تکیه‌کنید بر:

ادامه نوشته

"شیخ مهدی کروبی در گذشت" یا ما ...؟

امروز مطلب طنزی رو دیدم با عنوان "شیخ مهدی کروبی درگذشت" تو یکی از سایت های خودی نوشته بود،

مطلب درونمایه ی طنز داشت،ابتدا تصمیم گرفتم بذارمش تو وبلاگ اما حقیقت اینکه وجدانم راضی نشد.

و اما دلیل: درسته که ما اصول و مبانی فکریمون با اینها در تضاد آشکاره و این افراد به عنوان سران فتنه، عاملان جنایت های بزرگی در تاریخ معاصر ما بودند اما در هر صورت کار  نباید به مسخره کردن، و تخریب شخصیت برسد به گونه ای که مرزهای اخلاق الهی رو زیر پا بگذاریم.

اگر نقدی بر ایشان وارد است بواسطه ی عملکرد و مبانی فکریشان است.

بگذارید راحت تر بنویسم!

ما هیچ وقت در حدی نیستیم که به جای خدا بر مسند قضاوت بشینیم و در موردخصوصیات اخلاقی،و نکات ریز شخصیتی افراد نظر بدیم. نوشتن طنز که به مسخره کردن دستخط و قیافه و اخلاق فردی یک نفر بیانجامد(ولو اینکه سران فتنه باشد) نه تنها مارو در پیشبرد اهدافمون(!!!) کمک نمیکنه بلکه باعث میشه فردای قیامت در مقابل همین افرادی که اونها رو بدترین افراد روزگار میدونیم و در مقابل پروردگار جواب پس بدیم!

مبانی فکری و آرمانهای ما اینقدر غنی هست که برای اثبات جایگاه خودمون نخوایم به این ابزار ها متوسل بشیم!

دوستان ارزشی! ما در هر حوزه ای که هستیم نباید پامون رو از مرز اخلاق الهی فراتر بگذاریم. و نباید فراموش کنیم که در مقابل تک تک حرف هایی که میزنیم و تک تک حروفی که مینویسیم باید جواب پس بدیم!

لااقل آخرت خودمون رو به بهانه ی تخریب شخصیت سران فتنه خراب نکنیم! چهره ی اینها خراب شده هست! آرمانهاشون رو هدف قرار بدید!مبانی فکریشون رو زیر سوال ببرید و هرگز پا رو فراتر از مرزهای اخلاق الهی نگذارید!

اینکه ما دستخط جناب کروبی رو مسخره کنیم یا تهمتی بزنیم که... نه در شان یک فرد ارزشی و انقلابی هست و نه رضایت الهی در اون هست و نه به نفع ماست و نه حتی ما رو برای رسیدن به هدفمون کمک میکنه! گوشه ای از بصیرت سیاسی این هست که اخلاق سیاسی و اخلاق دینی و اخلاق الهی رو هم رعایت کنیم!

حواسمون جمع باشه رفقا که کجا پا میذاریم!

روایت شهید بهشتی از دو میلیون تی‌تیش مامانی!

دولت انقلاب! ملت ما می خواهد که تو دولت این ۳۴ میلیون باشی نه دولت اون ۲ میلیون. کدوم ۲ میلیون؟ ما یه ۲ میلیون آدم تی تیش مامانی داریم تو این مملکت که اینها همیشه نق می زنند. می گن این چه انقلابی شد آخه ما درست و حسابی می تونستیم شبها به مجالس بزم برویم، عیش و نوشی داشتیم، هرزگی ها داشتیم، برا خودمون روزگار خوشی داشتیم، این چه انقلابی شد، مرگ بر این انقلاب که شب نشینی های ما را بر هم زد!

یادم میاد حدود هشت، نُه ماه قبل یکروز وارد جلسه شورای انقلاب شدم دیدم دوستان قبلاً اومدند و مطلبی مطرحه، گفتم چیه؟ گفتند که باید خدمت امام رفت و از امام خواهش کرد که به دادگاه های انقلاب بگویند دست از تعقیب این نوکران و مزدوران رژیم بردارند دیگه، یک عفو عمومی. خب گروهی از دوستان با این نظر مخالف بودند می گفتند ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسپندان؛ عفو در جای خود، قهر در جای خود، اگر رحم و عفو به غلط در جای قهر به کار افتاد خطر انقلاب را و محرومان را و مومنان را تهدید خواهد کرد. گفتیم آقا این حرفها نیست، اینجورها هم نیست که می گویید. ملت ما از هر اعدام انقلابی استقبال می کنه، جشن می گیره برای این اعدام های انقلابی. گفتند نه آقا شما تو مردم نیستید. گفتم چه طور؟ خوب دقت کنید، گفتم چه طور؟ یکی از این چهره ها که من ایمان و صفا و همه چیزش را دوست دارم ولی این ضعفش را دوست ندارم، گفت این که امروز یکی از آشنایان مورد اعتماد من تلفن کرد که در اتوبوسی می رفتم، سوار بودم می رفتم، یک خانمی دیدم نسبت به انقلاب و رهبر انقلاب، حرف هایی می زنه که نشانه دلخوریش از انقلابه، از انقلاب دلخور شده، بد بین شده به انقلاب. و حاصل حرفهاشو گوش کردم، دیدم این یکی از بستگان این ساواکی های تحت تعقیب هست و می گوید آخه تا کی ما باید در این ناراحتی به سر ببریم، گفتم آقا! شما خیال کردید که این خانم، نمونه و الگو و نماینده این ملته؟ از شما خواهش می کنم از این اتوبوس منطقه کذایی که اسکورت، در اون منطقه حرکت می کرده، تشریف ببرید توی اتوبوس های ده ها منطقه دیگر خودتون سوار بشوید. ببینید مردم می گویند، تا کی باید ببینیم ما، قاتلان فرزندان رشید امت انقلابی امان، راست راست توی خیابان ها راه می روند؟ (تکبیر حضار) اونها فریادشان اینه. و نیروهای اصیل انقلاب اینها هستند، نه این یکی دو میلیون نازک نارنجی های سایه پرورده.

اولاً انقلاب ما مکتبی است، نگاه تو دهن هیچ کس نمی کنه، نه اون ۲ میلیون، نه این ۳۴ میلیون. نگاه می کنه به مکتب، ببینه مکتب چی میگه. این ۳۴ میلیون هم بزرگترین امتیازش اینه، که اول از رهبری انقلاب می خواهد، ای رهبر، و ای رهبری انقلاب، اول بگو ببینم اسلام چی میگه، من همون را می گویم که اسلام و قرآن می گوید. این بزرگترین امتیازشه، امتیازش اینه که صدای این ۳۴ میلیون با صدای قرآن در هم آمیخته، یکی شده. و الا یک انقلاب مکتبی نه تو دهن ۲ میلیون نگاه می کنه نه تو دهن ۳۴ میلیون نگاه می کنه. ۳۴ میلیون، به ۳۴ میلیون اهمیت می ده، احترام می گذاره اما اگه دید یک حرفی که اشتباه می زنه، وظیفه رهبری چیه؟ این که رو کند به این ۳۴ میلیون بگه، عزیزان انقلابی من در این مورد برداشت و سخنتان اشتباه بود. شما غیر از این از رهبری صادق و متعهد انتظار دارید؟ ولی خوشحال باشید که تا این لحظه همواره این ۳۴ میلیون ندایش سخنش خواسته اش، آرمانش، همون ندا و سخن و خواست آرمان اسلام و قرآن بوده است. عزیز من بیا برو ببین این ۳۴ میلیون چی می گن، اینها چی می خواهند؟ من رفته بودم یکی دو ماه قبل فارس، شیراز، خانواده های شهدای انقلاب اونها اومده بودن اونجا، می نالیدند، می غریدند، می گفتند قاتلان عزیزان ما، آنها که در مسجد شیراز آن فاجعه رسوا را به بار آوردند و حمله کردند به اجتماع برادران و خواهرانمان، اینها توی زندان نگهشون داشته اند، هنوز می ترسند حکم اعدام آنها را صادر کنند. ببینید اینها چه می گویند، ای دولت ، ای نخستین دولت منتخب مجلس شورای اسلامی. ملت از تو انتظار دارد، انتظاری قاطع که با دوستان انقلاب با کمال عطوفت و مهر رابطه برقرار کنی و با دشمنان انقلاب مومنانه بستیزی، أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ

منبع:تریبون مستضعفین

حسین قدیانی نوشت...

به ادامه مطلب مراجعه نمایید... ایدکم الله... یا علی
ادامه نوشته

باز امروز "لبیک یا حسین..."

به عنوان یکی از کوچکترین عاشقان “امام خامنه ای” اعلام می کنم:

"اگر دیروز احساس می کردم که باید با تمام وجود در مقابل هجمه تبلیغاتی و نرم سران فتنه بایستم، امروز وظیفه خود می دانم با تمام وجود در کنار روزنامه ایران، قطعه ۲۶و مشرق بایستم، که ایستادن در کنار اینان، ایستادن زیر پرچم “لبیک یا خامنه ای” است."

همچنین این وبلاگ در جهت حمایت از ایشان، ایجاد گردیده است. این وبلاگ را امضا کنید.   حمایت از قطعه ۲۶

متن کامل نامه ی حسین قدیانی به رئیس قوه ی قضائیه در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

تفسیر "هل من ناصر ینصرنی"

بسم رب  الشهداء

کل یوم عاشواء و کل ارض کربلاء

آری! هر روز عاشوراست و هر مکان کربلا!

فلسفه ی " هل من ناصر ینصرنی" حسین را میدانی؟

لبیک به "هل من ناصر" حسین ،لبیک به یک جریان است!

جریانی که در هر مکان و هر لحظه جاریست!

جریانی که در هر مکان و هر زمان "ناصر" میطلبد!

"هل من ناصر ینصرنی" یعنی در هر زمان و مکان حقیست که باید به آن لبیک گویی و باطلیست که باید از آن پرهیزنمایی!

"کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" در کنار "هل من ناصر ینصرنی" تفسیر می شود.

بدان!

بدان که هر مکان کربلا و هر لحظه عاشورای توست! و این تویی که باید در کربلای خود خیمه گاه حسین را برای استقرارت انتخاب کنی، و در عاشورایت به "این" ندا لبیک گویی!

بکوش در هر مکان و هر زمان که عاشورا و کربلای توست به جریان حق و ندای "هل من ناصر ینصرنی" لبیک گویی!

"هل من ناصر ینصرنی" در زمان مولا علی نیز گفته شد! در زمان امام حسن(ع) نیز گفته شد! در زمان مولا حسین(ع) هم این ندا سر داده شد و هر آنکس که بدان لبیک گفت، رستگار شد و آنکس که یارخواهی ندای حق را لبیک نگفت، مبغوض و ملعون گشت!


از آن جهت است که تو را هم عاشورا و کربلاییست، آگاه باش که به کدامین ندا لبیک میگویی!

*****************************************************

منتظران بگوش باشید!

حسین را منتظرانش کشتند...

*****************************************

لبیک یا حسین

       

     


        

روضه ی مصور...

دور تا دور مسجد را صندلی چیده اند،نماز را به جماعت میخوانیم،چهار ستون وسط مسجد قرار است محل تعزیه خوانی باشد،با پارچه ی سیاهی آن قسمت را جدا میکنند،شمع ها را یکی  یکی روشن میکنی،بسم الله الرحمن الرحیم...

کم مانده تا برنامه شروع شود،یک از مادران شهید از ساعت چهار و نیم آمده... اما حالا که نزدیک ساعت شش است مادران شهدا یکی یکی از راه میرسند، قامتی خمیده و لبخندی بر لب،مهربان و بزرگوار، و تو به یاد لیلای حسینی، یاد رباب، یاد زینب (سلام خدا بر ایشان باد). بچه ها دورشان را میگیرند،خوش آمدشان میگویند و تا محل استقرارشان همراهیشان میکنند.جمعیت دسته دسته وارد میشود،مسجد کم کم پر می شود از عزادارن حسین، از عاشقان اکبر حسین(علیه اسلام) تعزیه خوان ها وارد میدان میشوند،صدای طبل و ضرب و کرنا مسجد را پر میکند، میچرخند و شمشیر میزنند و میخوانند و رجز میگویند... شمشیر میکشند و میچرخند و میخوانند و ... و اکبر بر روی زمین می افتد... حسین سراسیمه می آید، یا علی...

نگاه میکنی،مادران شهدا را میبینی، شانه هایشان میلرزد،یکیشان روی سینه اش میکوبد و اشک میریزد، مولا را صدا میکنند، نمیدانم! شاید پسر خودش را در معرکه میبیند که اینچنین می گرید،و تو دعا میکنی...

دعا میکنی که فرزندانت علی اکبر های سپاه امام مهدی باشند(عج) ...

علی اکبر بر روی دست جوانان بنی هاشم بلند میشود اما... اما تو میدانی که اینگونه نبود...

*************************************************************

 درهای کربلا به سویت گشوده می شود، میبینی معرکه را، حسین را ، علی اکبر را

یا حسین...

چه شده است امشب؟علی اکبر در آغوش حسین است،میخواهد به میدان برود،چند گامی جلوی پدر راه میرود، چشم حسین (ع) گویی به دنبال علی اکبر میدود،همراهیش میکند،شاید خاطرات پیامبر جلوی چشمان حسین(ع)مرور می شود... صدای یا اباالحسین را می شنوی...

علی اکبر را در میدان رزم میبینی،شمشیر میکشد و رزم میکند شاید در میدان همه را یاد مولا علی(ع) می اندازد...

اسب را میبینی،به طرف سپاه دشمن میرود،یزیدیان راه باز کرده اند، گوشه ای از میدان شمشیر ها بالا و پایین میرود..


یا اباالحسین...

اسب سواری به سمت همان نقطه ی میدان رزم میتازد،شمشیر میکشد و جمعیت را فراری میدهد، فرار میکنند اما از دور نگاه میکنند با لذت... یا حسین...

مولایت را میبینی ،از بالای اسب به زمین می افتد... یا حسین... خود را بر روی زمین میکشد تا به علی اکبرش برسد... خود را به روی علی اکبر انداخته... بر روی صورت علی اکبر خم شده است،سر را در آغوش گرفته، سر برمیدارد صورتش را روی صورت علی اکبر میگذارد... و تو  صدای مولایت حسین را میشنوی، مولا... بلند بلند گریه مکن ... مولا تو خود میدانی که یزیدیان همین را میخواهند... مولا ... گوشه و کنار ایستاده اند و گویا صدای گریه ی تو شیرین ترین و لذت بخش ترین نغمه های طرب انگیز است برایشان... مولا... مگر نمیدانی اشک های تو مرحم زخم کینه های اینهاست که علی(علیه السلام) بر دل هایشان نشانده... مولا... بلند بلند گریه مکن...

بر بدن فرزند دست میکشد، گویا میخواهد علی را با خود ببرد، تنهاست... عبایش را در میآورد... یا حسین... این عبای پیامبر نیست که امروز کفن فرزندت علی شده است؟

مولا را میبینی، حسین را، باورت می شود؟حسین را میبینی و صدایش را می شنوی، چه شبی است امشب، نمیدانم! زینب آمده است،زینب که می آید تمام خاطرات در ذهنت مرور میشود، عظمت زینب را نمیتوان به زبان ستود و بیان نمود، تنت میلرزد... دست بر شانه ی حسین میگذارد... و کیست که بعدالظهر عاشورا دست بر شانه ی تو بگذارد یا زینب؟ (ع)

عاشورا جلوی چشمانت نقش بسته و تو جز کربلا چیزی نمیبینی،صدایی را نمی شنوی،صدای حسین در گوشت میپیچد و عظمت زینب وجودت را سرشار میکند،اینجا کربلاست...چه شبی است امشب یا حسین؟

حرم حسین را میبینی،با همان پرچم که به رنگ خون اول مظلوم عالم است...

مظلومیت حسین را حالا از ته قلبت حس میکنی و زیر لب میگویی مظلوم ،حسین. غریب ،حسین. و این را از ته وجودت حس میکنی، از اعماق وجودت... چون میبینی، میبینی حسین را که تنهاست، میبینی حسین را که که چگونه روی دردانه پسر خم شده، میبینی که اشک میریزد ،میبینی لرزش شانه های حسین را، میبینی ... میشنوی : "یا علی ولدی... " میبینی... و یزیدیان را که لبخند بر لب ایستاده اند و تماشا میکنند و به خدا که تو اینها را میبینی، و میدانی چه فرقی است بین دیدن و شنیدن؟ و درد را حس میکنی در اعماق جانت، و میخواهی فریاد بکشی یا حسین...

میخواهی آنجا باشی که هزاران بار جان فدای حسین کنی،وجود ناقابل خودت را به حسین بسپاری،فدای حسین کنی چرا که وجود ناقابل تو در مقابل عظمت حسین چیست که با یک بار فدا شدن ارزشی معادل بزرگواری او را داشته باشد؟و تو ذره ای و قطره ای در مقابل اقیانوس بزرگواری حسین... پس چه باک که هزاران بار فدایش گردی؟ چه باک؟ آن هنگام تو مولایت را دیده ای و غریبی اش را...؟ چه باک...؟

همه ی کربلا در مقابل چشمانت مصور است... جلوی حرم مولا ایستاده ای... یا مولا برای شهادتمان دعا کن... دعا کن فرزندانمان علی اکبرهای سپاه فرزندت صاحب الزمان باشند، دعا کن که شهادت روزی تمام افراد خانواده ام شود،دعا کن تا شهادت نصیبمان شود...

و تو اینها را میگویی و مطمئنی که یک نگاه حسین تمام گره های وجودت را میگشاید...

و این تنها ذکر لبانت میشود...

مولا یه نگاه... فقط یه نگاه آقا... آقا فقط یه  نگاه... به حرمت اشک های مادران یه شهدا یه نگاه... مولا یه نگاه...

وجودت از اشک خیس است... و از درد میسوزد و از شرم گناه آب میشود و کاش دعایت تعبیر گردد...

***************************************************************************

یا حسین

موافق پولی کردن دانشگاه‌ها نیستیم

به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، دکتر محمود احمدی‌نژاد در دومین روز از سفر خود به استان مرکزی، در جمع دانشجویان دانشگاه تربیت معلم اراک با تبریک روز دانشجو گفت: می‌خواستم این جلسه را دیروز بگذارم، اما تراکم برنامه‌ها طوری بود که چنین چیزی امکان‌پذیر نبود. حضور در جمع دانشجویی هم نشاط‌انگیز است، هم آگاهی‌بخش و هم ذهن انسان را به سمت دنیاهای بهتر و متعالی‌تر می‌برد.

وی در ادامه بر ایجاد کرسی‌های آزاداندیشی تاکید کرد و خطاب به دانشجویان گفت: کرسی‌های آزاداندیشی را شما باید برپا کنید و از شخصیت‌ها و چهره‌ها دعوت کنید و بخواهید که بیایند. از وزرا و مسوولان دولتی هم بخواهید که بیایند و به سوالاتتان پاسخ بگویند و اگر وزیر نیامد به من بگویید که مساله را بررسی کنم و در مقابل دانشگاه نیز تابلویی نصب و اعلام کنید که ما از فلان وزیر دعوت کردیم و نیامد.

وی گفت: نقد درست و اساسا نگاه انتقادی و راضی نبودن به وضع موجود یک نعمت بزرگ الهی است. نباید انتظار داشته باشیم که جوان امروز به شرایط امروز کشور راضی باشد؛ چراکه در این صورت انگیزه‌ حرکت از بین می‌رود. نگاه انتقادی به وضع موجود باید باشد. البته منظور من جنگ و دعوا نیست بلکه اصلاح‌گری است. کرسی‌های آزاداندیشی را شما برپا کنید و از روسای دانشگاه‌ها می‌خواهم که این فرصت‌ها را بگذارند تا دانشجویان مسائل خود را مطرح کنند و آن‌چه به ما و دولت برمی‌گردد تاکید دارم که مطرح شود و به سوالات پاسخ داده شود. در فضای صمیمی و البته به صورت جدی حرف‌های خود را مطرح کنید. ما زمانی موفق هستیم که جوان ما ذهنش درگیر مسائل مهم باشد. در این صورت است که پیشرفت اتفاق می‌افتد.

رییس‌جمهور با بیان اینکه دانشگاه از مهم‌ترین مراکز کشور است و آینده کشور بسته به دانشگاه است، گفت: فضای علمی و پژوهشی دانشگاه باید به سمت و سوی آرمانی و بومی سوق پیدا کند. ما در زمینه پژوهش کارهای بزرگی را انجام داده‌ایم اما هنوز در ابتدای راه هستیم.

احمدی‌نژاد درباره توسعه‌ کمی و کیفی دانشگاه‌ها گفت: به نظر من توسعه کمی و کیفی باید با هم در دانشگاه‌ها اتفاق بیافتد. از سوی دیگر به خاطر جمعیت جوان کشور که آماده حضور در عرصه‌های اجتماعی و علاقه‌مند به علم‌آموزی بودند در سال‌های گذشته به توسعه کمی دانشگاه‌ها بیشتر توجه شد. ما سه راه داشتیم؛ یا باید اجازه تحصیل به همه جمعیت جوان کشور نمی‌دادیم یا راه را برای ادامه‌ تحصیل دانشجویان در خارج از کشور باز می‌کردیم یا این‌که ظرفیت داخل را به حداکثر می‌رساندیم. حتی این مساله به بهای پایین آمدن کیفی دانشگاه‌ها منجر می‌شد. ما راه سوم را انتخاب کردیم. البته تب مدرک‌گرایی هم در کشور ایجاد شده بود که دولت به تنهایی نمی‌توانست با آن مقابله کند. حالا که توسعه کمی سریع اتفاق افتاده است، باید تلاش کنیم تا توسعه کیفی نیز خود را برساند و البته این مساله طول می‌کشد.

وی در ادامه گفت: مشکل پژوهشی ما تاریخی است. البته اصلاحاتی صورت گرفته است که نباید آن‌ها را دست کم بگیریم. ما هم‌اکنون از نظر سرعت تولید علم در منطقه اول هستیم و البته باید بیشتر کار کنیم. بودجه‌ دانشگاه‌ها در دولت نهم چهار برابر شد و ما می‌دانیم که این رقم هم کافی نیست و در عین حال باید بدانیم که کشور مشکلات دیگری هم دارد که باید به آن‌ها هم رسیدگی کرد. بودجه‌ پژوهشی کشور در دولت نهم و دهم، ۵ الی ۶ برابر شده است، اما هنوز در این زمینه مشکل وجود دارد. در عین حال باید دانست که رابطه بین صنعت و دانشگاه در کشور ما به صورت بنیادین مشکل دارد. ما با پولی کردن دانشگاه‌ها موافق نیستیم. در عین حال با این‌که بودجه پژوهشی به دانشگاه بدهیم و بعد به صنعت بگوییم که برو از دانشگاه بگیر هم موافق نیستیم. پژوهش‌های ما باید ناظر به نیازهای کشور باشد.

رییس‌جمهور گفت: ما در دانشگاه‌ها معاونت علمی تاسیس کردیم که برای تقویت بخش پژوهشی دانشگاه‌ها بود و هم‌اکنون سالانه بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد تومان بین صنعت و دانشگاه قرارداد منعقد می‌شود. این نشان می‌دهد که قطار پژوهش در دانشگاه به حرکت درآمده است، اما در ابتدای راه است. بنیاد نخبگان هم برای همین مساله تاسیس شده و ما اذعان داریم که در برابر استعدادهای جوشان کشور این کارها کافی نیست. در دولت نهم اختراعات ثبت شده ۵ الی ۶ برابر کل اختراعات قبل از دولت نهم بوده است. با این حال قبول داریم که مشکلات وجود دارد و ما برای حل آن‌ها در ابتدای راه هستیم.

احمدی‌نژاد گفت: دانشجویان برای ما عزیز هستند. امید ما به دانشجویان است. دانشجویان حاصل عمر ملت هستند. بحث‌هایی هم درباره نحوه اداره دانشگاه‌ها مطرح شده است که البته این‌ها همه در جهت حمایت از دانشجو و هیات‌های علمی است. بعد از هدفمند کردن یارانه‌ها بودجه دانشگاه‌ها را افزایش خواهیم داد و البته باید وزارت علوم و وزارت بهداشت نظارت داشته باشند که دانشگاه‌ها از نظر رفاهی استانداردهای لازم را برای دانشجویان و اساتید فراهم کنند.

رییس‌جمهور در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر ضرورت توجه به فرهنگ گفت: بدون فرهنگ هیچ آینده‌ای را نمی‌توان متصور بود. فرهنگ فضای تنفسی روح انسان است. جهت دولت نهم و دهم نیز در اداره‌ کشور، فرهنگی بوده است، اما کار فرهنگی در دو سطح قرار دارد؛ یکی سطح کلان و یکی سطح خرد. در سطح کلان در چند سال گذشته به لحاظ فرهنگی موفقیت‌های بزرگی داشته‌ایم. اصل اول در کار کلان فرهنگی، احیای خودباوری و اعتماد به نفس ملی است. اعتماد به نفس ملی ما الان در بالاترین سطح خود در طول تاریخ قرار دارد. امروز همه‌ ما به ایرانی بودنمان افتخار می‌کنیم. همبستگی ملی و شجاعت ملی و هوشمندی ملی در کشور ما نسبت به گذشته در بالاترین سطح قرار دارد. فضای معنوی، خودباوری، احساس مسوولیت و تعهد به آرمان‌های بلند انقلابی در کشور ما هم‌اکنون در سطح بالایی قرار دارد. عزت ایران امروز در جهان در بالاترین سطح است و باید کارهای فرهنگی را طوری انجام دهیم که در این زمینه باز هم پیشرفت کنیم.

وی تاکید کرد: بودجه‌های فرهنگی در دولت نهم سه برابر و در دولت دهم شش برابر شده است اما کارهای بزرگ فراوان است. در تولیدات فرهنگی در مقیاس خرد دچار مشکل هستیم و کارگروه‌های فرهنگی در استان‌ها برای حل این مساله فعال شده‌اند و البته حل این مساله زمان می‌برد و شما هم باید کمک کنید.

اين چه ميتواند باشد؟

اين چه ميتواند باشد؟

عکس یک حمام کپری دریکی از روستاهای عنبر آباد کرمان!


راستي آقا زاده ها كجا حمام ميكنند؟

السلام علیک یا ابا عبدالله...بنفسی انت یا مولای یا حسین

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است

امشب که از نسیم حضوری لبالب است

شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است

شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است

شامی که روشنائی روز است امشب است

امشب شب ملیکه دادار زینب است

 

این جلوه جلوه های شبی بیکرانه است

این جذبه جذبه حرمی بی نشانه است

این سجده سجده بر قدمی جاودانه است

این شعله شعله نگهی عاشقانه است

از هر لبی که می شنوی این ترانه است

عالم محیط و نقطه پرگار زینب است

 

نون و قلم نبی است و ما یسطرون حسین

طاق فلک علی است،به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست ،خون حسین

هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یک قیامت است، هم الغالبون حسین

در این قیام نقطه پرگار زینب است

 

سردار سر سپرده جولان عشق کیست؟

تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟

عشق است حسین و گوش به فرمان عشق کیست؟

روح دمیده در تن بی جان عشق کیست؟

علامه مفسر قرآن عشق کیست؟

تفسیر آیه ها همه اسرار زینب است

 

شمس حجاب گنبد دوار زینب است

بدر سپهر عصمت و ایثار زینب است

محبوبه حبیه دادار زینب است

مسطوره سلاله اطهار زینب است

اذن دخول در حرم یار زینب است

منصوره نرفته سر دار زینب است

 

پیداترین ستاره دیبای خلقت است

زیباترین سروده لبهای خلقت است

زهراترینِ زهره زهرای خلقت است

لیلاترینِ لیلی لیلای خلقت است

شیواترین سوالِ معمای خلقت است

گنجینه جزیره اسرار زینب است

 

ذرات و کائنات همه مرده یا خموش

در احتجاج بود زنی یک عَلَم به دوش

قلب جهان به عمقِ زمین غرق جنب و جوش

آتشفشان قهرِ خداوند در خروش

هوهوی ذوالفقار علی می رسد به گوش

این رعد و برق نیست که انگار زینب است

 

خورشید روی قله نی آشکار شد

کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد

ناموس حق به ناقه عریان سوار شد

هشتاد و چهار خسته به هم هم قطار شد

زیباترین ستاره دنباله دار شد

در این مسیر نور جلودار زینب است

 

چشم ستاره در به در جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سرنیزه ای نگاه

آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه

کای جان پناه زینب و اطفال بی پناه

راحت بخواب چونکه پرستار زینب است

 

پشتش شکست بس که بر او آسمان گریست

حتی به حال و روز دلش کاروان گریست

از خنده های حرمله و ساربان گریست

بر گیسوان شعله ور کودکان گریست

از ضربه های دم به دم خیزران گریست

بر خیل اشک قافله سالار زینب است

 

آن شانه صبور صبوری ز ما ربود

آن قامت غیور قیامت بپا نمود

آن شیرزن حماسه عباس را سرود

با دست خویش بیرق کرببلا گشود

بر بالهای زخمی اش ای وای جا نبود

غم را بگو بیا که خریدار زینب است

 

زینب اگر نبود اثر کربلا نبود

شیرازه ای برای کتاب خدا نبود

زینب اگر نبود علم حق بپا نبود

این خیمه ها و پرچم و رخت عزا نبود

یک یا حسین بر لب ما و شما نبود

در کار عشق گرمی بازار زینب است

 

با این که قد خمیده ام و داغ دیده ام

فتح الفتوح کرده ام هرجا رسیده ام

گر نیش کعب نی به وجودم خریده ام

گر طعم تازیانه چو مادر چشیده ام

چون کوه ایستاده ام ای سر بریده ام

در اوج اقتدار جهاندار زینب است

 

زینب کجا و خنده اشرار یا حسین

زینب کجا و کوچه و بازار یا حسین

زینب کجا و مجلس اغیار یا حسین

زینب کجا و این همه آزار یا حسین

زینب کجا و طشت و سر یار یا حسین

در پنجه های بغض گرفتار زینب است

 

از نای من به ناله چو افتاد نای نی

عالم شنید از پس آن های های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی

آنقدر سنگ خورده ام از لابلای نی

تا اینکه یافتم سرت از رد پای نی

هجران توست آتش و نیزار زینب است

 

قرآن بخوان که حفظ شود آبروی تو

رنگین شده است ساقه نی از گلوی تو

در حسرتم که نیزه کند شانه موی تو

ای منتهای آرزویم گفتگوی تو

ای نازنین بناز خریدار زینب است

درخواست قطع همکاری با آژانس بین المللی جاسوسی اتمی

جناب آقای دکتر احمدی نژاد

رییس محترم جمهور

سلام علیکم

جامعه ایران اسلامی ، به خصوص جامعه علمی ایران در این روزها به دلیل ترور دو تن از عزیزان خویش و شهادت یکی از آنان یعنی استاد شهید شهریاری داغدار است. حادثه­ ای تروریستی و ضد حقوق بشری که قلب ملت ایران را به درد آورد. بازهم از کشورهایی که مدعی و داعیه­ دار حقوق بشر هستند هیچ خبری در محکومیت این حادثه نیست و بر همه نیز دست آنان در این اقدام آشکار است. مردم ایران اسلامی با جدیت تمام این را از مسئولین امنیتی و اطلاعاتی کشور می­خواهند که نسبت به برخورد هرچه سریعتر و قاطع با عوامل این جنایت اقدام شود.در ادامه مسایلی را جهت بیان مواضع خویش به اطلاع حضرتعالی می­رسانیم:

۱-      همانطور که مطلع هستید اطلاعات مربوط به فعالیت­های صلح آمیز هسته­ ای کشورمان به صورت غیر قانونی در اختیار شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته و از این طریق است که سرویس­های جاسوسی دشمنان این ملت توانسته­ اند به آنها دست پیدا نموده و اقدام به ترور دانشمندان هسته­ای عزیزمان بکنند.

۲-      در گزارش اخیر رییس آژانس هسته­ ای شاهد بودیم که ایشان با پررویی تمام از جمهوری اسلامی ایران درخواست اطلاعات بیشتر درباره شرکت­ها و افراد مرتبط با برنامه صلح آمیز هسته ­ای کشورمان را نموده بود. که این درخواست را نمی­توان جز در راستای همان خط ضد حقوق بشری ترور دانشمندان دید. خوشبختانه نماینده ایران در آژانس با قاطعیت نسبت به این درخواست پاسخ داد و ما از این واکنش قدردانی می­نماییم.

۳-      بر اساس اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یعنی عزت، حکمت و مصلحت، دولت جمهوری اسلامی ایران باید نسبت به کسب منافع ملت ایران و دفاع از آن اقدام نموده، و نسبت به هرگونه عمل، و یا حرکتی که این منافع را به خطر می­اندازد، هشیار بوده و در مقابله با آن اقدام لازم را انجام دهد. همچنین حضور در معاهداتی که با منافع ملت ایران در تقابل بوده اساسا غیر مشروع و نسبت به ملغی کردن آن باید عمل سریع انجام داد.

۴-      متاسفانه آژانس بین المللی اتمی که قرار بود محملی باشد برای کسب و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته­ ای برای کشورهایی که از این موهبت برخوردار نیستند، اما در واقعیت به محلی برای جاسوسی و توطئه کشورهای قدرتمند و زورگو علیه ملت­های آزاد بدل گشته است. تا آنجا که اگر نام این نهاد را آژانس بین المللی جاسوسی اتمی بگذاریم ، بی ربط نخواهد بود. حال سئوال اساسی این است که چه منطقی برای ادامه همکاری ما با آژانس بین المللی جاسوسی اتمی وجود دارد؟

۵-      ۵ اتحادیه دانشجویی ( بسیج دانشجویی ، اتحادیه انجمن­های اسلامی مستقل، اتحادیه دفتر تحکیم وحدت، اتحادیه جامعه  اسلامی دانشجویان و جنبش عدالتخواه دانشجویی ) از آنجا که وظیفه خود می­دانند از حقوق ملت شریف ایران دفاع نمایند، و عضویت بیش از این در آژانس بین المللی جاسوسی اتمی را در خلاف منافع ملت ایران تشخیص می­دهند، از جنابعالی به عنوان رییس جمهور منتخب مردم ایران می­خواهند که نسبت به قطع نمودن همکاری­ با آژانس سریعا اقدام نمایید.

با تشکر

بسیج دانشجویی                 

 اتحادیه انجمن­های اسلامی مستقل       

اتحادیه دفتر تحکیم وحدت

اتحادیه جامعه  اسلامی دانشجویان 

  جنبش عدالتخواه دانشجویی

به نقل از عدالتخواهي

واقعا چه کارها نکرده ام!!!

های بچه جان!

تازگی شنیده­ ام فلان رییس

رانت خورده است و برده است و مال خلق را شمرده است

پس لذا و هکذا…

نه، چنین نبوده است و نیست نیز

عرض می­کنم به خدمت شما:

ای بزرگوار و ای عزیز!

از قدیم تا کنون نگاه بنده کاربردی است

پس تفکرم همیشه مثبت است

با چنین تفکری

هر که  برده کار کرده است!

فکر کن به این­که انقلاب از قبال من چقدر سود کرده است

گیرم این که این حقیر

چیزهای انقلاب را

دود کرده است

گیرم اینکه من…

گیرم اینکه من…نه، تو!

تو چه کارکرده­ ای؟

من هزار شام روزه بوده ام

جمعه و سه شنبه من نماز جمعه خوانده ام

از زمان شاه من گرسنه  مانده ام

راهیان جبهه های نور را چار قل فوت کرده ام

هر که پشت این نظام فحش داده، من سکوت کرده ام

رفته ام به کربلا

با هزار نیت قشنگ چند بار هم به جبهه ها

-گرچه بعد جنگ-

چفیه بسته ام سفید و هم سیاه، بلکه راه راه

تا کسی نگویدم که گیج بوده ام

یا که توی انقلاب من هویج بوده ام

یک دوبار هم بسیج بوده ام

جزء شصت و پنج و حزب بیست و هفت را

بیست بار حفظ کرده­ ام

بارها خودم شمرده­ ام

شصت و پنج سکه برده­ ام

سال­های سال در شمال

نم نم غم جنوب بوده­ ام

الغرض، خلاصه خوب بوده­ ام

جبهه و جهاد اگر که توی کارنامه­ ام نبود و نیست،

کار من هزار بار مهم تر است و بیست

کار من جهاد اکبر است

هم تظاهرات روز قدس جزو کارهای سال و ماه و

هفته من است

هم مسائل شگفت انقلاب،

یادگار عمر رفته من است

خانه­  ام پر است از تبرک هزار تا حرم

لوح دستخط حضرت امام

اوح «نون» و «القلم»

شال سبز و قاب­ های خالص طلا

عکس کربلا

بارها به خواب دیده­ ام که یک وجود سبز پوش

سکه می­دهد به من

خارج از ریال  یا تومن

بعد از آن به چابکی

برده ام هزار و یک تبرکی

من، من صبور و ساده، دل به انقلاب داده

من، من پیاده، من که مثل کاسه داغ

...

توی سال­ های پیش از این بی­قرار بوده ام

اهل کار بوده ام

من که این زمان خودم

از برادران پشت پرده ام

وافعاً چه کارها نکرده ام…!!!!

۱۱ آذر ۱۳۸۹ | علی داودی
*************************************************************************
پارازیت پایانی:
این شعر شاید تلنگری باشد به خودم! خودم که خلی از وقت ها ظاهر را دیده ام،برای ظاهر کار کرده ام، کار ظاهری کرده ام و نه عمیق!
خودم را به خیلی از چیزها دلخوش کردم در حالی که دلخوشی به این چیزها نیست و
حساب خدا سنگین تر است!
و من فراموش میکنم چقدر بی چیزم!
این شعر مرا به یاد خودبزرگ بینی ها و غرور ها میاندازد که گه گاه گریبانم را میگیرد و به خاک مینشاندم!
یاد حجابی lی اندازد که باعث میشود عمل قلیلم را کثیر ببینم و وظیفه ی بزرگم را کوچک بپندارم و کم کاری کنم و کم مایه گی!
هیهات از جلوه های نفس!
هیهات از خودبینی های نفس حقیر و مغرور!

اندر باب برگزاری تجمعات بدون مجوز!

چند بار دست به نوشتن بردم تا این مطلب را تکمیل کنم. هر بار یا در میانه راه تمام مطلب را پاک میکردم یا نیمه کاره رها میکردم. نه از بیحالی که همواره ترس از اختلاف بین نیروهای خودی مانع میشد. اما در این مدت بارها از نیش دوستان از بابت “برگزاری تجمع غیر قانونی” بهره برده‌ام! لذا در نهایت به این نتیجه رسیدم که سکوت باعث افزایش شبه‌ها و ایرادات میشود و زیر سوال رفتن دیگر حرکتهای عدالتخواهانه و استکبارستیزانه از نتایج حتمی سکوت خواهد بود.

برخی از تشکلهای دانشجویی هر چند که موافق عملکرد فعلی صدا و سیما نبودند اما حاضر به حضور در تجمع نشدند. مهمترین دلیلی که برای آن آورده میشد عدم صدور مجوز برای این تجمع بود.نکاتی را پیرامون این دلیل به نظر میرسد که بیان میشود:

  • اول از همه اینکه ما(تجمع کنندگان درمقابل صدا و سیما) به وظیفه شرعی، انقلابی و قانونی خود که امر به معروف و نهی از منکر باشد عمل نمودیم. بر طبق فرمایشات مکرر حضرت امام روح الله و امام خامنه ای. در کنار اصل ۸ قانون اساسی و دیگر اصول آن و جلوتر از همه اینها واجبات و دستورات دین مبین اسلام، سوال از مسئولین، امر به معروف و نهی از منکر صاحب منصبان، پرسش از هر پدیده ضد عدالت، عمل به وظیفه انقلابی خود در مقابل کژیها و .. وظیفه هر فرد مسلمان متعهد و انقلابی میباشد.لذاست که تذکر به قانونی کردن تبعیض و اعتراض به آن را تکلیف خود میدانستیم.
  • اما ابتدا جادارد که به سوالاتی که پیش آمده پاسخ دهیم. اولین سوالی که پیش میآمد اینجا بود که چرا تجمعی که مجوز نداشت را برگزار و به شرکت در آن اصرار ورزیدیم. این سوال به طور مکرر از ما پرسیده شد و البته در اکثر موارد مقایسه ای میشد بین این تجمع و تجمعات افرادی که پس از انتخابات به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند. توضیح اولی که باید داد این است که آیا این اولین حرکت غیرقانونی است که در جمهوری اسلامی صورت میگیرد یا چنین حرکتهای غیر قانونی دیگری سابقه داشته است. و آیا آن حرکتها مورد تأیید رهبری قرار گرفته است یا خیر؟ برای نمونه فقط به یک مورد آشکار و عیان آن اشاره میکنم. تسخیر لانه جاسوسی. بر طبق قوانین بین المللی و نیز قوانین کشوری  تسخیر سفارت امریکا در تهران کاری غیرقانونی بوده است. آیا انقلابیونی که این جاسوسخانه را منحل کردند از وزارت کشور مجوز دریافت کرده بودند یا خیر؟ چه طور میشود که حضرت امام مهر تأییدی بر حرکت این دانشجویان میزنند؟ به نظر میرسد که هر چند قانون باید به عنوان چهارچوبهای حرکتهای ما در جمهوری اسلامی مطرح باشد اما گاهی که ذیل عنوان قانون بی قانونی صورت میگیرد میشود حرکتهایی را با رعایت مصالحی که گفته خواهد شد انجام داد. زمانی که سفارتخانه به مرکز جاسوسی خونخوار بزرگ برای زمین زدن انقلاب اسلامی مردم مظلوم ایران تبدیل گشته است و به طور واضح در امور داخلی کشور دخالت میکند و در حال ضربه زدن به کشور است دیگر نمیتوان منتظر این باقی ماند که آنها کماکان به کار خود ادامه دهند. مگر آنها مرز و حریم ما را رعایت کردند که حال ما مرزهای آنها را رعایت کنیم. لذا برای دفع شر تجاوزهای آنها، دانشجویان پیرو خط امام این مرکز سنگ اندازی را تسخیر میکنند.نکته اینجاست که باید اهم و مهم کرد! گاهی عمل به یک واجب از عمل به واجب دیگر مهم تر است! حال واجب امر به معروف و نهی از منکر مهم تر است یا عمل به قانونی که ممکن است خود جلوی امر به معروف و نهی از منکر را بگیرد!؟

سخنی با برادران عزیز خود از مخالفان تجمع که مهمترین دلیل مخالفتشان با تجمع عدم صدور مجوز بود چند سوال مطرح مینمایم. امید است که بنده حقیر را که احتمالا در دید ایشان فردی قانون شکن هستم را راهنمایی کرده و میزان بصیرت مرا بالا ببرید.

    • نظرتان در مورد تسخیر لانه جاسوسی چیست. قانونی بود یا غیر قانونی؟
    • نظرتان را پیرامون تجمعاتی که در مقابل سفارتهای کشورهای خارجی در ایام داغ غزه برگزار میشد شنوا هستم.آیا این تجمعات قانونی بود. ورود به باغ قلهک چه طور؟ آیا قانونی بود؟
    • گویند حداقل زمانی که باید درخواست تجمع را به وزارت کشور تسلیم کرد ده روز قبل از تاریخ درخواستی است؟ به نظر شما از روز هتاکی به قرآن کریم توسط یک انسان خبیث ضد دین تا روز تجمع مقابل سفارت سوئیس ۱۰ روز بیشتر میگذشت یا خیر؟
    • اگر این اعتراضات در ایام اصلاحات صورت میگرفت در آن شرکت میکردید؟
    • راستی تجمعاتی که جریان حزب الله در داخل دانشگاه علیه سبزها انجام میشد مجوز داشت؟
    • بند میم وصیت نامه امام را مطالعه کرده اید؟ نظرتان را میخواستم بپرسم. ضمنا خوشحال میشوم بگویید که آیا این بند به جز عفاف و حجاب و انتهای بیانیه‌های آتشین کاربرد دیگری هم دارد؟
هر چند که از گسترش فضای عدالتخواهی به تشکلهای دانشجویی بسی خوشحال و مسرور هستم اما هنوز ترسم بر این است که عدالتخواهی و مطالبه گری دستمایه بازی های سیاسی و جناحی قرار گیرد. آنجا که بخواهیم حرکتی را انجام دهیم به اسم عدالتخواهی و مطالبه گری و آرمانخواهی و سازش ناپذیری و عمل به بند میم وصیتنامه امام و هزار اصطلاح و عنوان دیگر توجیه کنیم و زمانی که بخواهیم حرکتی را منکوب کنیم آن را با عنوان غیرقانونی بودن، صبر و اعتدال و هزاران هزار توجیه دیگر مورد بی مهری قرار دهیم. چه طور است که دوستان تجمعات گوناگون در مقابل سفارت مصر خائن و انگلیس کثیف و عربستان امریکایی صفت برگزار میکنند و یادشان نمی افتد که قانونی نیز وجود دارد و حال دم از قانون میزنند. چه طور میشود که برای ایشان ورود به باغ قلهک در جریان قتل عام های غزه غیر قانونی نیست ولی حرکت دانشجویان در خوابیدن در فرودگاهها نادرست است. چه طور میشود که تجمعات و اعتراضات ایشان در دوران اصلاحات همگی عمل به وظیفه انقلابی و اسلامی شمرده میشود و اینک همان حرکتها با شدتی کمتر مخالف اسلام و انقلاب و نظام. چه طور میشود که حضرات بر خلاف قانون هر بد و بیراه و توهین و تهمتی را به برخی از سران و مسئولین نظام جائز و بعضا واجب میدانند و آنها را شرط لازم بصیرت میشمارند و اما… . سخن ناگفته بسیار است. بگذاریم و بگذریم.

این متن با اتکا به استدلالات یکی از دوستان عدالتخواه نوشته شده است!و تنها از بین نکات نوشته های ایشان انتخاب شده است!

منبع:وبلاگ دو اسلام

پاییز امد ...

تقدیم به تمامی مجاهدین مجازی:

           

پاییز آمد... در میان درختان ... لانه کرده کبوتر ... از تراوش باران می گریزد


پاییز آمد... در میان درختان ... لانه کرده کبوتر ... از تراوش باران می گریزد

خورشید از غم...با تمام غرورش...پشت ابر سیاهی ...عاشقانه به گریه ...می نشیند

من با قلبی به سپیدی روز ...با امید بهاران...می روم به گلستان...همچو عطر اقاقی ...لا به لای درختان...می نشینم

 شاید روزی به ندای بهاران ...روی دامن صحرا...لاله روید ... شعر هستی بر لبانم جاری ...پر توانم آری ... می روم در کوه و دشت و صحرا
ره پیمای قله ها هستم من ...راه خود در توفان ...در کنار یاران ...می نوردم

در کوهستان ...یا کویر تشنه ...یا که در جنگلها...رهنوردی شاد و پر امیدم
دارم امید که دهد ..
.سختی کوهستان ...بر روان و جانم ...پاکی این کوه و دشت و صحرا

باشد روزی که رسد ...شعر هستی بر لب...جان نهاده بر کف ...راه انسانها را در نوردم
شعر هستی ..
.بودن و کوشیدن...رفتن و پیوستن ...از کژی بگسستن ...جان فدا کردن در راه دین است

آفت عوام زدگی در خوراک ذهنی قشر ارزشی

وقتی بین صفحات وب این طرف و آن طرف میپری یا حتی وقتی به نمایشگاه کتاب میروی یا حتی به کتاب فروشی ها سر میزنی پر است از مطالب و کتاب هایی راجب علائم ظهور و ،مختصات مکانی جزیره ی خضراء! و علائم آخر الزمان و معجزات فلان و .... چیزهایی که خوراک ذهن عوام است و با خواندنش کلی حال میکنند!بعد شروع میکنند به مصداق یابی و در همین حین دچار خرافاتی میشوند که چاه ویل است و توهماتی که گریبانشان را میگیرد و به دنبال خود میکشد!

سوال اینجاست که کتاب ها و صفحات وب باید مطابق ذائقه ی عوام نوشته شود یا آنگونه نوشته شود که ذائقه ی عوام را تغییر دهند و به راه درستی که بازده و فایده داشته باشد ،راهنمایی کند؟

وجود افرادی که علائم کامل ظهور را مو به مو از بر باشند یا خصوصیات چهره ی امام مهدی(عج) را به خوبی بشناسند به چه درد دوران ظهور مولا میخورد؟!!

امام زمان افراد با بصیرتی را میخواهد که با درایت و تدبیر و شناخت و بصیرت در دورانی که حق و باطل با هم آمیخته شده حق شناس باشند و دچار لغزش نشوند!حال سوال اینجاست که این دسته از خوراک های ذهنی عوام چگونه این مهم را برآورده میسازد؟چگونه بصیرت بخشی میکند؟و چگونه معیار تشخیص افراد برای تمایز حق از باطل میشود؟

دانستن این اطلاعات در حد متعادل شاید بد نباشد اما هنگامی که از حد اعتدال خارج شده و به سمت افراطی خود سوق پیدا کند و ذائقه ی ملت را به طور تمام و کمال به خود  اختصاص دهد و حالت تشنگی به همین مباحث را در افراد ایجاد کند میشود یک آفت! یک اسیب! آفتی که جز خمودی و به انتظار" نشستن" و سر در لاک روزمرگی ها و- در حد خوشبینانه اش -غرق شدگی در عبادات و اذکار و اوراد شخصی ، نصیبی بیشتر ندارد!

کتاب ها و صفحات وبهایمان به جای اینکه به انتظار "ایستادن " و تلاش مداوم جهت خودسازی و دیگر سازی و بصیرت بخشی و شناخت حق را ترویج کنند و حتی گوشه ای از آرمانهای امام زمان را که ظهور برای تحقق آنها رخ خواهد داد را به تصویر بکشند، مخاطبین خود را به سمت عبادت های شخصی و غرق شدن در همین داستان ها و حتی در موارد معدود به اسطوره پردازی های بی پایه ای که سندیت (در احادیث) هم ندارد و ظاهر گرایی ها و و در یک کلام تنها به سمت پوسته ی ظاهری و بعضا ساختگی! اسلام سوق میدهند! که نه تنها فایده ای ندارد بلکه همانطور که گفته شد آسیب نیز دارد!

نکته ی آخر آنکه: خودمان را گول نزنیم!امام زمان ابن الوقت میخواهد!شخصی که با نگاه به گذشته و عبرت گیری و با بصیرت خود در زمانی که شناخت حق و باطل همچون قدم زدن بر روی لبه ی شمشیر است حق را بشناسد.ابن الوقت کسی است که زمان حال خود را در میابد و جدا از آنکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد زمان حالش را به نحو احسن میسازد.

از کجا معلوم که در زمان ظهور، فتنه ی زر و زور و تزویر دوران معاویه و یزید و ... تکرار نشود؟ چه کسی تضمین خواهد کرد که حق را قطعا بشناسد!؟چه کسی تضمین خواهد کرد که جزو خوارج نشود؟ یا جزو سپاهیان نظاره کننده بر قتل حسین که حتی یک سنگ هم به سمت کاروان حسین پرتاب نکردند و با این وجود تا قیامت مغضوب شدند ،نباشد؟

پس قبل ظهور اهل بصیرت و عمل باشید که در هنگام ظهور گم نشوید!جایی که شناخت چهره ی امام زمان و مکان زندگی کنونی و چگونگی عمر طولانی ایشان یا حتی علائم پیش از ظهورش بی هیچ دردی نمیخورد!!!

والعاقبه للمتقین!

و از این جمله است نماد های شیطان پرستی و فراماسونری و ... که شب و روز خیلی ها رو پر کرده و بردتشون تو عالم توهم!!! هدف اینها همه اینه که من و تو رو از اصل قضیه دور نگه دارند! حکم آب نبات چوبیه که به بچه میدن تا چیزهای مهم تر رو فراموش کنه!


گزارش مکتوب تجمع اعتراضی طلاب و دانشجویان مشهدی

در پی بی توجهی صداوسیما به اولویت های و ظرفیت های انقلاب اسلامی چهارشنبه 10\9\89 ساعت 15 مقابل صدا و سیما خراسان تجمع اعتراضی برگزار شد .
دراین تجمع اعتراضی جمعی از طلاب ودانشجویان و فعالین فرهنگی مشهد مقدس حضور به هم رساندند و خط انسانی تشکیل دادند. حاضرین دراین تجمع پلاکاردهایی با مضامین "آقای ضرغامی بعداز یک سال چه کردید" ، "نه صدای انقلاب ،نه سیمای اسلام" ، "فقرا درصدا وسیما نیستند مگر برای خنده" ،‌ "صداوسیما جایی برای فرزندان انقلاب ندارد" ، "طنزهای تلویزیون یک قدم آن سوی بی بندوباری." در دست داشتند .
در ابتدا این تجمع با قرائت قرآن شروع شد پس از ان بردار مجید شعرباف به نمایندگی دانشجویان حاضر در ذکر دلایل واولویت های تجمع به شش محور اشاره کرد و خاطر نشان کرد: ". پس از گذشت بیش از یک سال از حکم انتصاب آقای ضرغامی توسط مقام معظم رهبری باید بیایند و پاسخگو باشند و موارد تحول در صدا وسیما را بیان کنند. وی در ادمه گفت: این تجمع در عتراض به عملکرد صداوسیما است ونه مشکل شخصی با آقای ضرغامی و این مباحث حرفهای جدیدی نیست واین آقا وهمکارانشان بارها در جلسات وتریبون های متعدد دانشجویی و مردمی این حرف ها راشنیده اند. اما به اطمینان می شود گفت عمدا به این مسائل ومباحث توجهی نمی کنند وبه جای پاسخ منطقی به این مسائل با امنیتی جلوه دادن این امور وبرچسب زدن به این حرکات سعی در بایکوت کردن این مطالبات دارند. این فعال دانشجویی در ادامه گفت: امروز در صدا وسیما غیر ملی واندرباب عمارت نشینان شیشه ای جام جم ما نکات زیادی برای گفتن است که ساعت ها به طول می انجامد اما از مهمترین نکات که در وضعیت فعلی صداوسیما است می توان اشاره داشت به :
1-رشد ونهادینه شدن سکولاریسم به صورت مشهود در برنامه های صداوسیما قابل استنتاج است ومصادیق بسیاری را می توان در رادیو وتلویزیون اشاره داشت
2- نبود جایگاه وتریبونی برای محرومین ومستضعفین واهالی روستا . از برنامه های صداوسیما مشخص می شود که ولی نعمتان این عمارت نشینان شیشه ای بالاشهرنشین هایند نه محرومین و پابرهنگان
3-تهرانیزه شدن رسانه ملی با الویت بالا شهر تهران پدیده ای است که سالهای سال مسئولین صداوسیما با آن روبرو هستند و در ایام انتخابات ریاست جمهوری این نگاه را به اوج خود رسید. واز قضایایی همچون قتل خیابان سعادت آباد وبسیاری دیگر نمونه ها ، مشخص است که این آقایان هنوز بر این عقیده خود به شدت پای بند اند .
4-استفاده از ظرفیت جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و هنرمندان متعهد انقلابی اشاره ای داشت وگفت:امروز بسیاری از هنرمندان متعهد انقلابی تریبونی در صداوسیما ندارند وجمعی از روشنفکرنما های معاند به راحتی در این دستگاه نفوذ کرده وبرنامه سازی میکنند و مورد تقدیر قرار می گیرند وبه جد می توان گفت :هنوز صدای انقلاب به صداوسیمای ما نرسیده است
5-بروز تفکر انجمن حجتیه ای و دین مناسکی وظاهر گرایی دینی را از آسیب های خطرناک امروز صداوسیما دانست وگفت: دینی که امروزه صداوسیما ارائه میکند دینی تک بعدی است و بدون عمق .
6-صدا وسیما به جای تخریب تجمل گرایی که از خواسته های رهبری عظیم الشان از این دستگاه بود در تبلیغ تجمل گرایی ومصرف گرایی برنامه های گوناگونی می سازد واز سویی بادعوت از اساتید حوزه ودانشگاه در برنامه های دیگر مردم را به ساده زیستی و دوری از تجمل گرائی دعوت می کند واز این نوع رفتارهای متناقض بسیار دراین رسانه دیده می شود.
وی درادامه با بیان سخنانی از امام خمینی ورهبر عظیم الشان انقلاب گفت: ما تا زمانی که شاهد تحول در این موارد نباشیم به مطالبات خود ادامه می دهیم
در ادامه این تجمع حجت الاسلام شکری به نمایندگی طلاب با اشاره به رعایت نکردن بدیهات فقهی در صداوسیما اشاره کرد: " بعضی از بدیهات فقهی مانند تبرج زن در صداوسیما رعایت نمی شود که حتی در بخش بازی های آسیایی گوانجو شاهد تصاویر ی بودیم که با هیچ جای شرع مقدس جور در نمی آمد مانند نشان دادن زنان با لباس های بد در هنگام توزیع جوایز و مدال ها آیا نمی شود در هنگام توزیع مدالها از نشان دادن زنان بد لباس جلوگیری بعمل آورد ویا نشان دادن در آغوش کشیدن مربی ها توسط زنان خارجی ٰ لزوم نشان دادن این تصاویر در صداوسیما جمهوری اسلامی چیست ؟ هر چند سریال مختار نامه خوبست ولی بخش روضه یک زن یا آواز خوانی حزین آن چه محلی از پخش در صداوسیما جمهوری اسلامی دارد! اگر جواب این ست که مردم بدتر ازاین هایش را دارند نگاه می کنند این مغالطه است مگر هر چه که بعضی از مردم نگاه می کنند می توان در صدا وسیما پخش کرد ایا نگاه کردن جوانان ویا مردم برای مجوز فقهی می شود" ایشان در ادامه خاطر نشان کردند : "که نباید با این کارها خط قرمز های شرعی را عقب راند و خالف شرع را در صدا وسیما عادی سازی کرد این مسائل ، مسائلی نیست که بتوان از کنار آن به سادگی گذشته ودر مقابل آن سکوت کرد زیرا که این صدا وسیما به نام اسلام است."
سپس در ادامه تجمع دکتر سعید شعرباف هیئت علمی دانشگاه امام رضا (ع) , به بیان دیدگاه های خود پرداخت و گفت: " امروز صدا و سیما از جانب گروههای مختلف فکری مورد انتقاد واقع می شود، از جریان اپوزوسیون گرفته تا نیروهای انقلابی و حتی روحانیت سنتی. آنچه بیش از هر چیز در چنین اعتراض هایی مهم است، پر رنگ کردن جهت انتقاد است تا مورد سوء استفاده جریانات مختلف قرار نگیرد و اعتراضی در این مقیاس به انتقادات اولیه ای چون حفظ حجاب و موسیقی فیتیله! منجر نگردد." در ادامه وی ضمن برشمردن این نکته که " بحث ما حول محوریت شخص ضرغامی نیست و آنچه مورد سوال است جریان حاکم بر صدا و سیما است که لزوما با تعویض یک فرد حل نخواهد گشت". به بررسی چند نکته کلان در باب صدا و سیما پرداخت که مهمترین آن را " دامن زدن به بی عدالتی رسانه ای" دانست و با ذکر نکاتی از ریشه های فتنه 88 ، عملکرد صدا و سیما را یکی از پایه های بنیادین این اتفاقات قلمداد نمود. وی با ذکر این پرسش که آیا جمعیت عظیم روستاها و شهرستانهای کوچک ما که بیش از پنجاه درصد حمعیت کشور را تشکیل می دهند، به اندازه باشگاههای اسپانیا توسط رسانه ضریب دارند یا نه، به مصادیقی از این مساله اشاره نمود در انتها نیز به "سستی رسانه در پرداختن به نهضت جهانی اسلام و ساخت برنامه ها و مستندهای در شان انقلاب اسلامی " اشاره کرده و برنامه های فاخری چون راز را این جهت که نشان داد رسانه تا بحال تا چه میزان به سانسور تفکرات انقلابی پرداخته است، موجب تألم دانست! و آرزو کرد که ای کاش روزی متن گفتمان امام و تفکر بنیادین حضرت روح الله بن مایه اصلی برنامه های صدا و سیما شود نه اینکه پس از بیست سال از رحلت ایشان، جذابترین بخشهای برنامه های سیاسی، خواندن متن صحیفه امام گردد.!
در پایان تجمع برادر ملائکه به نمایندگی مجمع مطالبه نامه سر گشاده مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس را خطاب به حجت الاسلام نهاوندی برای حاضرین قرائت کرد

در خاتمه حاضرین با پای فشاری بر ادامه مطالبات خود از صداوسیما و پیگیری آن شعار دادند "صداوسیمای ما ، تحول ، تحول " و " خمینی شاهد باش ما اعتراض کردیم" و ... وبا خواندن دعای فرج وشعار همیشگی امت حزب الله تجمع را به پایان رساندند.
به نقل از مطالبه

رسانه ی ملی = نه صدای اسلام و نه سیمای انقلاب!!!

امروز، ساعت 15

با شش نفر از دوستان از دانشگاه حرکت کردیم به سمت صدا و سیما،میدان تلوزیون،قسمتی از راه را پیاده رفتیم، بیست دقیقه زودتر رسیدیم!از دور دو تا از برادران رویت میشدند،از هیبت و رفتارشون که به اطراف نگاه میکردند و مشخص بود دارند دنبال اشنا میگردند مشخص بود که از برادرای مطالبه هستند و برای تجمع اومدند. نزدیک تر که شدیم شناختمشون.

روبروی صدا و سیما وسط  بلوار چند ردیف صندلی بود که رفتیم و با خواهران دیگه اونجا مستقر شدیم. هنوز چند دقیقه نگذشته بود که سربازی از داخل صدا و سیما اومد بیرون! به سمت ما اومد و گفت از اینجا پاشید! این صندلی ها متعلق به سازمانه! از دوربین های مدار بسته سازمان دیدنتون و دستور دادند از اینجا پاشید و برید جای دیگه! یکی از دوستان که اهل مزاح بود گفت ما اینجا قرار داریم!نمیتونیم بریم جای دیگه!اینجا که خارج از سازمانه چطور سازمان صتدلی های وسط بلوار رو هم خریده؟

وقتیدید از جامون تکون نخوردیم برگشت!بعد چند دقیقه تعدادمون افزایش پیدا کرد، خواهران حدود 8-9 نفر! ظاهرا از خود خواهران مطالبه کسی نیومده بود غیر از...!! از برادران حدود 30 -40 نفر!

پلاکارت ها بینمون تقسیم شد! در حاشیه ی بولوار به صورت زنجیره ایستادیم!

*نه صدای اسلام ، نه سیمای انقلاب

*نشان اسلام در سیما: انگشتر، تسبیح شله زرد!

*فقرا در صدا و سیما جایی ندارند مگر برای خنده!

پلاکارت ها زیاد بود!این تقصیر از حافظه ی منه که از شدت خستگی هنگ کرده و ضعارها به خاطرم نمیاد و اونایی هم که میاد نیمه نصفه و بی قافیه است!

برادر شعرباف(کوچک) سخنرانی بلیغ و البته منطقی رو در باب اشکالات و اشتباهات صدا و سیمای ملی انجام دادند و در کنار اون یکی از روحانیون نقد هایی رو در زمینه ی مشکلات شرعی برخی از برنامه ها ذکر کردند، و پس از اون دکتر شعرباف نیز نکاتی رو تذکر دادند و پس از همه ی اینها نامه ی سرگشاده ی مجمع مطالبه ی مردمی مشهدخطاب به حجت  الاسلام نهاوندی ریاست محترم صدا و سیمای خراسان قرائت شد.

در همین حین بود که دو نفر از آقایون(بچه های بالا!!!) از نوع صدا و سیمایی اش آمدند و برادر شعرباف(کوچک) و برادر ملائکه(گمانم) را با خودشان بردند داخل! وقتی برگشتند برادر شعر باف گفتند که اونجا پیشنهاد دادند که ما هماهنگ میکنیم که شماها یه دیدار خصوصی پشت درهای بسته با جناب عزت الله ضرغامی داشته باشید!! کار شماها غیر قانونی و بدون مجوزه و اگر اینجا بیاستید از راه قانونی باهاتون برخورد میکنیم!

جواب این بود که: چه لزومی داره که ما با جناب ضرغامی پشت درهای بسته دیدار کنیم و وقتمون رو در شمام و صبحانه ی کاری تلف کنیم!؟؟ چرا نباید یه همایش و مراسم عمومی داشته باشیم که دیدگاه هامون رو مطرح کنیم و ایشون جواب بدند!؟؟ چرا تهدید حالا؟؟

***********************************************************************

پارازیت پایانی:

نکته ی قابل تذکر اینکه استانداری محترم برای تجمع فقط در فضاهای باز و در پارک ها مجوز تجمع صادر میکنه و خیلی ها که به همین بهانه نیومدند... خود بهتر دانند که...

دوستان رفتند و حرفشون رو زدند و قسمتی از وظیفشون رو انجام دادند! نظر شخصی من اینه که وقتی چد تا از دوستان خودی قدمی رو در راه هدفمون بر میدارند درست نیست که پشتشون رو به هر دلیلی خالی کنیم و محافظه کاری پیشه کنیم! این رسمش نیست! رسم این نیست که پشت همسنگر رو خالی کنیم!اون هم همون جایی رو داره میزنه که ما هدف گرفتیم برای شلیک! کنار کشیدن ما خیلی از وقت ها باعث میشه که جبهه ی مقابلمون اینطور برداشت کنه که بضاعت منتقدینش همین سی چهل نفرند و شکافی بین ما  هست که...

کاش مرز هامون رو کاهش بدیم و محافظه کاریهامون رو کنار بذاریم!

اندر باب مرثيه ي...

اون شب داشتم تلوزيون ميديدم!راستش زياد بهش توجه نكردم! حاج عزت ضرغامي بود  و همان خانمي كه به نظر من " لالايي" آخر سريال مختار را ميخواند!

هرموقع خودم اين مرثيه سرايي و به قول خودم "لالايي" رو ميشنوم حزني رو احساس ميكنم اما اون شب احساس خوبي نداشتم وقتي چهره ي اون خانوم رو نشون دادند، غير از اون از بچه ها شنيدم كه لا لايي رو به صورت كامل خونده !

تا جايي كه بنده به رشته ام مربوط ميشه و در جريانش هستم شنيدن اون لالايي از نظر فقهي به اين دليل كه شائبه ي فساد درش نيست و صفت لهو و لعب بر اون اختصاص نميگيره بنا به فتواي مراجع كه يكيشون رهبر معظم هست اشكالي نداره اما اينكه متن كامل مرثيه با صداي اون خانوم پخش شده قطعا كار درستي نبوده!

و ترويج خوانندگي زنان به اين بهانه در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران كار ناشايستي ست كه راه را براي ورود مفاسد بعدي باز ميكنه!مثل همون قضيه ي آهنگ هايي كه الان از صدا و سيما پخش ميشه و ملت فكر ميكنند به صرف اينكه از رسانه ي ملي پخش ميشه حلاله و گوش دادنش بلاعيب!

ادامه دارد...

بیانیه تحلیلی تشکلهای دانشجویی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان

با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را؛ زندگى ما دوام پیدا مى‏کند. بکُشید ما را؛ ملّت ما بیدارتر مى‏شود… دلیل عجز شماست که… متفکران ما را مى‏ کُشید. امام خمینی (ره)

ادامه نوشته

استاد انقلابي!  شهادتت مبارك...

آمريكا و رژيم صهيونيستي امروز دو استاد بسيجي دانشگاه شهيد بهشتي را ترور كردند...


پ.ن:
انا لله و انا اليه راجعون
شهادت استاد بسيجي دكتر مجيد شهرياري را به تمامي دانشجويان و اساتيد تبريك و تسليت عرض ميكنم.
شادي روحشان صلوات...

پارازيت پاياني:
اين روز ها رايحه ي معطر شهيد و شهادت تمام دانشگاه را فراگرفته،همين چند لحظه پيش بود كه خبر ترور اين دو استاد را از دوستم شنيدم.
خبرگزاري ها رو گشتم تا اطلاعات بيشتري رو راجب اين واقعه ي تلخ كسب كنم.اطلاعاتي كه شايد شنيدنش براي شما هم جذاب باشه:
 "
اين دو استاد برجسته هسته‌اي عضو هيئت مؤسس انجمن هسته‌اي ايران زير نظر سازمان انرژي اتمي ايران بودند. دكتر عباسي دواني علاوه بر دانشگاه شهيد بهشتي در دانشگاه امام حسين(ع) نيز تدريس داشت. هر دوي اين اساتيد با مراكز تحقيقاتي و پژوهشي وزارت دفاع نيز همكاري داشتند."
"
همچنين در 27 مهرماه سال جاري، از 62 نفر از افتخارآفرينان دانشگاه شهيد بهشتي در تالار ابوريحان اين دانشگاه تجليل شده بود و در سال 86 استاد عباسي به‌عنوان استاد نمونه كشوري انتخاب شده بود. نام اين استاد در ليست افراد تحت تحريم قطعنامه 1737 شوراي امنيت عليه ايران در اسفند ماه 85 و همچنين در ليست افراد تحت تحريم در قطعنامه 1747 شوراي امنيت در سال 2006 نيز قرار داشته است که حکايت از يک برنامه ريزي طولاني براي ترور وي دارد."
" دکتر عباسی معاون دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی در سال 85 و از اساتید انقلابی و مومن دانشگاه شهید بهشتی بوده که به گفته دانشجويان دانشگاه با روحیه‏اي شهادت طلبانه و آماده شهادت وارد حوزه فعالیت در زمينه فيزيک هسته‎اي شده بود."
" شهید مجید شهریاری استاد فیزیک دانشگاه شهید بهشتی پس از شهید علیمحمدی دومین محقق جمهوری اسلامی ایران در سزامی است که به مقام رفیع شهادت نائل می شود. ایران در پروژه سزامی دو نماینده و دو مشاور دارد که هم اکنون دکتر بابک شکری نماینده ایران در سزامی است. دکتر جواد رحیقی و دکتر مجید شهریاری تا ساعاتی پیش دو مشاور ایران در سزامی بودند اما حدفاصل ساعت 7 تا 8 صبح امروز بود شهریاری نه تنها "سزامی" بلکه دانشگاه شهید بهشتی و جامعه علمی ایران را تنها گذاشت و مورد سوء قصد افرادی قرار گرفت که نمی خواهند ایران در صحنه علمی بین المللی بدرخشد."   

خبر شهادت استاد را خيلي از خبرگزاري هاي دنيا اعلام كردند.
نميدانم چه بگويم!
حرف هايم انگار در گلويم خشكيده است فقط:

استاد عزيز شهادتت مبارك...

تصویر استاد شهید دکتر مجید شهریاری:         التماس شفاعت استاد عزیزم
 

جايي از راه را اشتباه آمده ايم!

غدیر بود …
رفتیم پیشانی اباذر را ببوسیم و بگوییم: «برادر! عیدت مبارک» پیشانیش از آفتاب ربذه سوخته بود!!
به «ابن سکیت» گفتیم: «علی». هیچ نگفت، نگاهمان کرد و گریست. زبانش را بریده بودند!!
خواستیم دست های میثم را بگیریم و بگوییم: «سپاس خدای را که ما را از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین قرار داد» دست‌هایش را قطع کرده بودند!!
گفتیم: «یک سیدی بیابیم و عیدی بگیریم» سیدی! کسی از بنی هاشم. جسدهاشان درز لای دیوارها شده بود و چاه ها از حضور پیکرهای بی سرشان پر بود! زندانی دخمه‌های تاریک بودند و غل‌های گران بر پا، در کنج زندان‌ها نماز می‌خواندند.

فقط همین نبود که میان بیابان بایستد، رفتگان را بخواند که برگردند و صبر کند تا ماندگان برسند. فقط همین نبود که منبری از جهاز شتران بسازد و بالا رود، صدایش کند و دستش را بالا بگیرد، فقط گفتن جمله کوتاه “علی مولاست” نبود. کار اصلا این‌قدرها ساده نبود. فصل اتمام نعمت، فصل بلوغ رسالت، فصل سختی بود.
بیعت با علی (ع) مصافحه‌ای ساده نبود. مصافحه با همه رنج هایی بود که برای ایستادن پشت سر این واژه‌ی سه حرفی باید کشید. ایستادن پشت سر واژه‌ای سه حرفی که در حق، سخت‌گیر بود.

این روزها ولی همه چیز آسان شده است. این روزها «علی مولاست» تکیه کلامی معمولی و راحت است. اگر راحت می‌شود به همه تیرک‌های توی بزرگراه تراکت سال امیرالمؤمنین زد و روی تـابلوهای تبلیغاتی با انواع خط‌ها نوشت «علی»!، اگر خیلی راحت و زیاد و پشت سر هم می شود این کلمه را تکرار کرد و تکرار، حتما جایی از راه را اشتباه آمده‌ایم. شاید فقط با اسم یا خط بی جان مصافحه کرده‌ایم، وگرنه با او؟! … کار حتما سخت بود، صبوری بی پایان بر حق، تـاب آوردن عتاب‌هایش حتما سخت بود!
آن «مرد ناشناس» که دیروز کوزه آب زنی را آورد، صورتش را روی آتش تنور گرفته «بچش، این عذاب کسی است که از حال یتیمان و بیوه زنان غافل شده». آن «مرد ناشناس» سر بر دیوار نیمه خرابی در دل شب دارد می‌گرید:«آه از این ره توشه‌ی کم، آه از این راه دراز» و ما بی آن‌که بشناسیم‌اش همین نزدیکی‌ها جایی نشسته‌ایم و تمرین می‌کنیم که با نامش شعر بگوییم، خط بنویسیم، آواز بخوانیم و حتی دم بگیریم و از خود بی‌خود شویم.
عجیب است! مرد هنوز هم «مرد ناشناس» است …

برگرفته از کتاب "خدا خانه دارد" فاطمه شهبدی

سو استفاده ی سران فتنه از تجمع دانشجویان دانشکده معماری دانشگاه فردوسی...

به گزارش عدالتخواهی

دانشجویان دانشکده معماری و شهرسازی مشهد،  نوزدهم آبان ماه در اعتراض به اوضاع نامطلوب علمی و آموزشی این دانشکده اقدام به برگزاری تجمعی مقابل سازمان مرکزی دانشگاه فردوسی نمودند.این تجمع از حوالی نه صبح آغار و تا اذان ظهر ادامه داشته و درانتها بیانیه ای که به امضای بسیج دانشجویی، انجمن علمی،  شورای صنفی و بیش از ۱۰۰ نفر از دانشجویان رسیده بود قرائت و از مسئولان خواسته شد برای پاسخگویی در جمع دانشجویان حاضر شوند. در طول مدتی که تجمع ادامه داشت، دانشجویان از سر دادن هرگونه شعار و ایجاد سر و صدا و هیاهو اجتناب کردند.

در بعد از ظهر همان روز، مسئولین دانشگاه طی جلساتی با نمایندگان دانشجویان، رسیدگی به مشکلات آنان را آغاز کردند. دانشجویان جهت تسریع در رسیدگی به درخواست هایشان، کلاسهای دانشکده را به حالت تعلیقی درآورده که نهایتا با پایان یافتن مذاکرات و گرفتن پاسخ های مثبت، پس از ۲ روز اوضاع به حالت عادی بازگشت.

اما در اواسط هفته ی گذشته، برخی از خبرگزاریها و سایت های خبری جریان فتنه، در اقدامی عجیب این حرکت را رسانه ای نمودند و سعی بر سوء استفاده از این اقدام به نفع اهداف سیاسی خود داشتند.

نکته ی قابل توجه، اقدام سخیف این سایت ها در تحریف اهداف این تجمع و خواسته های دانشجویان است. تشکل های دانشجویی این دانشکده در پی این اقدام بیانیه ای صادر کرده اند که به شرح زیر میباشد:

باسمه تعالی

در پی سوء استفاده سایت های خبری معاند و وابسته به جریان شکست خورده فتنه از تجمع اعتراضی دانشجویان دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد، مورخ ۱۹/۸/۸۹ و انعکاس اخبار جعلی از این حرکت در راستای رسیدن به اهداف سیاه خود، تشکل های دانشجویی دانشکده معماری و شهرسازی بر خود لازم می دانند جهت روشن شدن موضوع توضیحاتی را ارئه دهند.

مسلما تجمع مذکور صرفا حرکتی صنفی،  پیرامون وضعیت علمی و آموزشی دانشکده بوده است و دانشجویان تنها خواستار بهبود اوضاع علمی و رسیدگی سریعتر به مشکلات آموزشی شان بوده اند.

در روز تجمع دانشجویان با برخورد مناسب مسئولان دانشگاه مواجه شده و نمایندگانشان طی جلساتی با مسئولان، به بیان مشروح مشکلات دانشکده پرداختند. که می توان به جلسه با مسئول محترم نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه و معاون محترم آموزشی دانشگاه اشاره کرد. این جلسات در فضایی بسیار صمیمانه برگزار گردید و در روزهای بعد نیز ادامه یافت و نهایتا نتایج مثبتی در بر داشت. و پس از ۲ روز، دانشکده به حالت عادی خود بازگشت و دانشجویان و مسئولان با شور بیشتر به فعالیت علمی خود ادامه دادند.

سیاسی جلوه دادن این حرکت و ادعاهایی نظیر اعتراض دانشجویان به ” مخافت مسئولین با تشکیل انجمن اسلامی” که جز توهمی بی پایه و اساس نیست و موجب تعجب دانشجویان و مسئولین دانشکده نیز گردیده است، توسط برخی از سایت های خبری، مصداق عینی دروغ گویی و فرافکنی این سیاست بازان شکست خورده است.

این گونه اقدامات هرچه بیشتر چهره از ماهیت رسوای این جماعت می گشاید و نشان می دهد که  حمایت اینان از دانشجو و حرکت های دانشجویی این چنینی، صرفا در راستای اهداف سیاسی موهومشان است.

به راستی اینان با انجام این نوع اعمال، اذعان می کنند که از سوء استفاده و استفاده ابزاری از دانشجو هیچ ابایی ندارند.

دانشجویان دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد، ضمن محکوم کردن این اقدام سخیف، اعلام می کنند که این گونه اعمال هیچ گونه تاثیری در حرکت علمی و عدالتخواهانه شان نخواهد گذاشت.

والسلام

بسیج دانشجویی، شورای صنفی و انجمن علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد.

ویژگی انسان های برتر پرداختن به ریشه هاست، و نه شاخه ها...

گزارشی از جلسه ی اخلاق حجت الاسلام محمدیان

                 مشروح مباحث در ادامه ی مطلب

باید اولویت ها را حتی در بحث های معرفتی مشخص کرد

...

بندگی خدا یعنی انجام مهم ترین کار در هر لحظه

...

معنای حکمت دست یافتن به کاربردی ترین و مهم ترین موضوعات

...

زدن ریشه ها نه شاخه ها ویژگی انسان های برتر

یکی از ویژگی های انسان های برتر که به موفقیت های بزرگ مانند انبیا این است که بیشتر به علت ها می پردازند نه  معلول ها. عموم افراد با معلول ها کار دارند و به عباری به شاخ و برگ ها می پرازند افراد باید تلاش کنند که راهی به علت ها پیدا کنند.

اگر این کارها صورت گرفت می توان در همه عرصه پیش رو بود. امیر المومنین برای یک لحظه معاویه را تحمل نکرد، اما اشعث را تا آخر تحمل کرد با وجود این که او منافق بود، با معاویه ارتباط داشت، جعده دختر او بود. معاویه ریشه ها را می زد ولی اشعث شاخ و برگ ها را می زند . فرق یزید با معاویه  این است که یزید ریشه ها را نمی فهمید ولی معاویه می فهمید. قرآن می فرماید بدبختی شیطان این بود که باطن انسان را ندید و ظاهر او را دید و بدبخت شد، خدا انسان را از خاک آفرید، او  ظاهر را دید و سقوط کرد.

یافتن مانیفتست مهم ترین حرف های اعتقادی

  امیر المومنین: کسی که فرق بین خیر و شر را نفهمد مانند حیوانات است و به حداقل انسانیت نرسیده است. عاقل کسی نیست که بین خیر و شر، فرق بگذارد، عاقل کسی است که بین دو شر فرق بگذارد.  بین بد و بدتر باید بد را انتخاب کند. عقل این جا به درد می خورد. این مال کسانی است که این کار را کرده اند.

شاخص های یافتن کلیدی ترین حرف ها

کلیدی ترین حرف ها آن هایی است که:

۱٫       در یک جمله واقعیت را بیان کند، باید خیلی موجز و رسا باشد.

۲٫       تحریک کننده انگیزه ها باشد، حرف حنثی نباشد، افراد را وادار به فکر کند یا عواطف را بر موضوعی متوجه کند.

۳٫       تحول آفرین باشد.

۴٫       در آن باب مهمترین حرف باشد.

۵٫       افراد را به تفکر وادار کند،  وادار به تأمل کند.

۶٫       چهره عقلانی آن ادعا را داشته باشد

۷٫  سرمنشآ مباحث دیگر باشد ( امیر المومنین (علیه اسلام) )می فرماید:  «پیامبر هزار در را به روی من گشود، که از هر در هزار باب دیگر باز می شد»)

۸٫       پاسخ گوی سوالات هم باشد

۹٫       باید بتوان آن را با صدای بلند فریاد زد.

۱۰٫   باید کاربردی باشد و نتیجه آن در زندگی مشخص باشد.

اگر با این نگاه برویم وارد مباحث بشویم می توان گفت که کدام حرف، کلیدی است. هنر پیامبر این است که هر کس را با جمله ای راه می انداخت، ولی ما این کار را نمی کنیم. در مسایل سیاسی با افراد حرف اصلی ما چیست؟ هر حرف مهم را باید در مبانی و کارکردها در بیاوریم.

باید جوری که بتوان در کوتاه ترین عبارت به یک خارجی گفت….

... بعضی مواقع در بدیهیات سوالات برایشان پیش می آید. هر کسی مهترین حرفی که دارد را بیان کند برای محسوس تر شدن مطلب مثالش این است که برویم خارج از کشور، و بپرسند که مهمترین حرف ما در مورد خدا چیست، چه می گوییم. چند نفر دانشجو که دنبال حقیقت هستند، بخواهند از شما که امتیاز دین شما چیست، حرف اصلی دین شما، لبّ مطلب دین شما در این مطلب چیست، حرف انقلاب اسلامی چیست؟ ده دقیقه به شما وقت داده اند و می خواهند بگوییند در مورد این چه می گویید؟

کار فکری روی ریشه ها مهم تر از کار یدی در شاخه ها

نقشه ای را مهندسی کنید. بالاترین عبادت ابوذر تفکر بود. به یک عده گفته اند دعا بخوانید نماز بخوانید. اما آدم با ظرفیت را پیدا کرده اند، گفتند بروید تفکر کنید. ما خیلی وقت ها در شاخ و برگ ها هستیم، در زمستان و بهار تغییر می کنیم. ولی ریشه همیشه پابرجاست. ساختمان های کهنه را هر سال رنگ می زنند، ولی به ستون ها دست نمی زنند. باید ستون ها را خوب طراحی کنیم. امام جواد می فرمایند، حرکت به جانب خدا توسط دل خیلی با ارزش تر  و سریع تر از کاری است که با دست انجام میشود. خیلی از افراد آن اعمال برای آن ها کافی است، ولی اگر می توانید کار فکری کنید، خیلی با اهمیت تر از کار یدی است.

سیر بحث بر اساس کلیدی ترین حرف در کلیدی ترین حوزه ها

...

رشد سریع مهم نیست، رشد ریشه می خواهد

...

نیازشناسی برای اولویت شناسی

 امیرالمومنین (علیسه السلام) می رفت بیابان دست به سینه می گذاشت و این مطالب  را می گفت دست کمیل را می گرفت. ما فکر می کنیم باید قرص معارف بخوریم. دوپینگ کنیم. ذکری به ما بدهند. ما گرفتار آرزوها شده ایم. دچار آرزوهای واهی شده ایم. تلاش باید کرد. با آرزو نمی شود بلکه آرزو خوب است. همه بحث ها به خواندن نیست تا به یک نیازی نرسیده ایم به دنبال مطالعه نرویم. تا نیازی نباشد، معلوم نیست مطالب کجا می رود. سوال باید شما را کاملا تشنه کند بعد موضوعات را فکر کنند. مهم ترین این مطالب باید این ویژگی ها را داشته باشند. این چنین، حالت دو طرفه پیدا می کند.

مهم سن نیست….

یکی از فرزندان امام صادق علی ابن جعفر است، احادیث پدر بزرگوارشان را می گفت . راوی می گوید من دو سال نزد علی ابن جعفر تلمذ می کردم روزی در مسجدالنبی خدمتشان بودیم و احادیث را می نوشتیم که ابوجعفر امام جواد وارد شد، این بنده خدا سریع بلند شد . امام جواد هم خیلی احترام کرد امام جواد از مسجد خارج شد، در خدمت این کودک او را کاملا بدرقه کرد. اصحاب به ایشان گفتند چرا به او این قدر احترام کردی؟ دست به محاسن گرفت گفت، سکوت کنید این حرف ها را نزنید. اگر خدا عزوجل این ریش سفید را لایق امامت ندانسته و خدا این را به من نداده ام من بنده و برده ی امام جواد هستم، من در مقابل او چیزی ندارم. واقفی ها می گفتند: بچه بشود امام ما؟  بعد از امام آقا رهبر شدند بعضی مرجع تقلید بودند، اما آقا نیازسنجی داشتند،  با همین وجود این ها در اجتهاد ایشان شک کردند، ایشان حوزه قم نبودند حوزه مشهد بودند.

به نقل از عدالتخواهی

ادامه نوشته

میزگرد دانشجویی بررسی ابعاد دانشجوی پولی

به نقل از برنا، میزگرد دانشجویی با موضوع بررسی ابعاد دانشجوی پولی، عصر امروز با حضور محسن مقصودی، محمد صالح مفتاح و محمد صادق شهبازی، از اعضای سابق شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی برگزار شد.

پ.ن: ما ميريم مرخصي يه دو سه روزي تهران!برنگشتيم حلال كنيد!


ادامه نوشته

مصاحبه اي شيرين با دكتر حامد الگار...

مصاحبه اي كه در عين اينكه طولانيست اما ارزش خواندن دارد...
ادامه نوشته

بازخوانی پیام امام برای تشکیل بسیج دانشجو و طلبه به مناسبت سالروز تشکیل بسیج دانشجویی ( دوم آذرماه)

پارازيت پاياني اش فراموش نشود!

بسم الله الرحمن الرحیم

تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.

در حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب خصوصا جنگ، بودند نهادها و گروه‌های فراوانی که با ایثار و خلوص و فداکاری و شهادت‌طلبی، کشور و انقلاب اسلامی را بیمه کردند. ولی حقیقتا اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود! بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می‌دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته‌های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده‌اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی‌نشانی گرفته‌اند. بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده‌اند.

من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجیم. من مجددا به همه ملت بزرگوار ایران و مسؤولین عرض می‌کنم، چه در جنگ و چه در صلح بزرگ‌ترین ساده‌اندیشی این است که تصور کنیم جهان‌خواران خصوصا آمریکا و شوروی از ما و اسلام عزیز دست برداشته‌اند؛ لحظه‌ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم.

در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی، کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – موج می‌زند. باید برای شکستن امواج طوفان‌ها و فتنه‌ها و جلوگیری از سیل آفت‌ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله – و مخالف با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد.

خلاصه کلام، اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین‌انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهان‌خواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند. بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد.

امروز یکی از ضروری‌ترین تشکل‌ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه‌ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجیم در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر “نه شرقی و نه غربی” باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی آمریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام می‌پذیرد. مسائل اعتقادی بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمی است.

حوزه علمیه و دانشگاه باید چهارچوب‌های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست. باید هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد. شما در جنگ تحمیلی نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می‌توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامی در جهان نیازمند فداکاری‌های شماست و مسؤولین تنها با پشتوانه شماست که می‌توانند به تمامی تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون آمریکا و شوروی می‌شود به زندگی مسالمت‌آمیز توأم با صلح و آزادی رسید. حضور شما در صحنه‌ها موجب می‌شود که ریشه ضد انقلاب در تمامی ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.

من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می‌بوسم و می‌دانم که اگر مسؤولین نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. بار دیگر تأکید می‌کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت. من از تمامی بسیجیان خصوصاً از فرماندهان عزیز آن تشکر می‌کنم و از دعای خیر برای این فرزندان با وفای اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهدای عزیز و گمنام بسیج را به نعمت همجواری اهل بیت – علیهم السلام – متنعم، و جانبازان عزیز را شفا، و اسرا و مفقودین عزیز را سالماً به اوطانشان بازگرداند؛ و هر روز بر عظمت و شوکت این نهاد مقدس و مردمی که پیروان اسلام عزیز و حضرت بقیه الله الاعظم – ارواحنا لمقدمه الفدا – هستند بیفزاید.

و السلام علیکم و رحمه الله.
۲ / ۹ / ۶۷
روح الله الموسوی الخمینی


پارازيت پاياني:

1) وقتي حرف هاي امام را مرور ميكنم مخصوصا هنگامي كه همان بخش اول را ميخوانم به بسيجي بودنم افتخار ميكنم اما بيشتر از احساس افتخار ، ميترسم! ترسم از اينه كه ظاهرم بسيجي باشد و باطنم...نه! ترسم از اينه كه ظاهرا بسيجي باشم اما اونجوري كه بايد كار كنم و مايه بذارم ، نكنم،

راستش وقتي اينجا تو ژست هاي بالا تر قرار ميگيري بيشتر شائبه ي ريا هست!بسيجي ريا كار هم به هيچ دردري نميخوره! از حيف شدن بيت المال ميترسم كه دستمونه! شنيدم بسيجي هاي اون اوايل چقدر محكم بودند تو اين چيزا!اما ما...! برامون دعا كنيد كه خدا عاقبتمون رو به خير كنه!

2)امام به بسيجي بودنش افتخار ميكرد، چي شده كه امروز يه عده ننگ دارند از اينكه بسيجي باشند؟! بسيج شجره ي طيبه است! اول بسيجي اين مملكت هم آقاست! بسيجي باقي بمونيد!

3)  ملتی که در خط اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله – و مخالف با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند. (اين يعني اينكه بسيج بايد مخالف پول پرستي، مقدس نمايي و تحجر گرايي باشه! آيا هستيم؟ خيلي جاها خيلي وقتا تو اين كشور اتفاقاتي ميفته كه چشمامون رو به روش ميبنديم و مصلحت انديشي رو جايگزين اقدام انقلابي ميكنيم! بسيجي، اون هم بسيجي از نوع دانشجويش نبايد با مصلحت انديشي كنار بياد! ميترسيد از اينكه موضع گيري كنيد و برا خودمون بد شه؟ اسلام مهم تره يا خوش نامي خودمون؟؟ فتأمل! )

4)بسيج دانشجو و طلبه! يكي از همان چيزهايي كه بعد امام گم شده و تا كنون پيدا نشده! از يابنده در خواست ميشود....! واقعا برام جاي سواله كه چي شد؟ بسيج دانشجو و طلبه! اين دو تا از هم جدا نيستند! چي شده كه امروز بسيج دانشجويي جداي از بسيج طلاب فعاليت ميكنه! بد نيست كه به مصلحت اين فكر كنيد كه چرا امام اين دو رو از هم جدا نكرد! باز هم فتأمل! )

5)بسيج دانشجو و طلبه بنا به برداشتي كه از سخنان امام ميتوان داشت بايد محل پمپاژ افكار و اصول انقلابي و آرمان هاي حكومت اسلامي باشد! دست در دست هم بسيج دانشجو طلبه! با هم... چرا اين را نميبينيم؟

6)امام در سخنان خود بسيج را منحصر به ايران اسلامي نميداند و اشاره ميكند به اينكه بايد بسيجيان جهان به فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند! چرا حرف هاي امام روي زمين مانده!؟؟؟

7)فكر كنيد! فكر كنيد! فكر كنيد! بعد هم عمل كنيد! تأمل فاعمل!