زن و " انسانیت و جنسیت" ، نقدی بر مقاله ی دکتر کوشکی در همین رابطه

دکتر کوشکی مطلبی رو نوشتند به نام انسانیت و جنسیت که با قسمت هایی از حرف های ایشون در این رابطه موافق و در یکی دو مورد هم مخالفم.به عنوان مثال ایشون در قسمتی از مقاله ی خودشون آورده اند که  "...چون زن نمی تواند فارغ از جذابیت در جامعه ظاهر شود!" این جمله رو قبول ندارم چون مصادیقی که نقضش میکنه زیادند.

و اما در مورد کل ماجرا به نظر من نمیشه این مباحث رو اینگونه خشک و بی روح برای مردم جامعه بیان کرد و انتظار داشت همه از اون اطاعت کنند و از فردا هم زنان بروند کنج خانه هایشان در پستو بنشینند.

تصور کنید چنین حرف هایی رو که دکتر کوشکی بیان کردند به خانوم هایی که امروز در دانشگاه ها درس میخوانند یا مشغول به کارند بگوییم، نه تنها عمل نمیکنند بلکه نگاه منفی نسبت به اسلام  پیدا کرده و اون رو مانع ازادیشون میدونند. به عبارت دیگر این حرف ها بیشتر به نظر من نتیجه ی منفی دارد. شاید بشود در  میان خواص آن را مطرح کرد اما در بین عامه ی مردم این حرف ها نتیجه ی خوبی در برنخواهد داشت. ما نمیتوانیم از زن ها بخواهیم در خانه بشینند، روند کار اینطور نیست، باید در ابتدا فرهنگ سازی کرد، مزیت های حضور زن در منزل را از نظر تربیت فرزند و نیز از نظر علم روانشناسی و جامعه شناسی و ... بیان کرد و به مردم شناساند و بعد وارد فاز اجرایی شد. هم اکنون در جامعه ی ما شأن اجتماعی یک زن خانه دار  به مراتب پایین تر از خانومیست که در یک شرکت کار میکند. وقتی اینطور باشد همه زنان ترجیح میدهند برای یافتن شأن اجتماعی به دنبال یافتن شغلی در خارج از منزل باشند ولو اینکه  این کار منشی بودن در شرکت باشد.

وقتی شأن  اجتماعی و مزیت های یک خانم خانه دار در جامعه بالا برود آنوقت به صورت خود به خودی خانوم ها خانه داری را به فعالیت شغلی خارج از منزل ترجیح میدهند . اگر برای خانم های خانه دار حقوق ماهیانه در نظر گرفته بشه و به صورت رایگان بیمه بشوند، دیگر به ندرت زنی پیدا میشود که آرامش بودن در خانه اش را به هیاهو و درد سر های بودن در فضای پر دردسر شهر ترجیح بدهد  خلاصه ی کلام اینکه اجرای چنین حرف هایی یه سری زیر ساخت میخواهد. همین طور رو ی هوا نمیشود حرف زد .
یکی از  مهم ترین عواملی که باعث میشود خانم ها متقاضی کار بیرون از منزل باشند اینست که درآمدی داشته باشند، استقلال مالی داشته باشند،خیلی از خانوم های کارمند واقعا ترجیح روحی شان اینست که خانه دار باشند .
در حقیقت باید فضا را برای حضور خانم ها در منزل فراهم کرد بعد ... . مثلا میشود برای خانم های کارمند طرح های دورکاری بگذارند تا از داخل منزل کارهای اداریشان را انجام بدهند، یا همانطور که گفتم میشود برای خانم های خانه دار حقوق ماهیانه و بیمه رایگان قائل شد ، یا تفکیک های حساب شده ی جنسیتی را بیشتر اعمال کرد....

بالاخره وقتی قرار است یک سری از مزیت ها و آزادی ها  را ( هرچند ظاهری یا مضر یا کاذب باشد) از خانم ها سلب کرد باید در مقابلش چیزی را به ایشان داد که در نظرشان بیارزد و حاظر به معامله شوند،  همین طور خشک و خالی نمیشود زنان را  مجبور یا حتی دعوت به فاصله گرفتن از محیط های اداری و کاری و ... کرد و انتظار داشت زنان بگویند چشم!

برای عملی کردن این نظریات باید طرح های جایگزین اعمال بشود، طرح هایی که بتواند نیاز زنان را برای داشتن روابط اجتماعی ارضا کند، تا حدودی برایشان استقلال مالی در  نظر گرفته بشود ، مثلا محیط ها و کلاس های ورزشی  ، هنری رایگان ، انواع و اقسام آموزش ها یم ختلف ، تفکیک محیط های اداری ،اموزشی ، پرداخت حقوق ماهیانه به زنان خانه دار و بیمه رایگان ایشان ، و اطلاع رسانی از طریق رسانه ها در مورد نزیت های بودن مادر و همسر در محیط خانه و راه های دیگر پیشنهاد هاییست که در این زمینه میتوان مطرح کرد... .

پی نوشت و تکمله ی بحث:

در کل در مورد صحبت های دکتر کوشکی باید بگم که نمیشه مردم رو به این متهم کرد که برای اینکه کار خودشون رو بکنند فقط دارند توجیح می آورند،باید دید دلیل توجیح شان چیست. دوم اینکه در مورد چاراگراف سوم عرایض ایشون که فرمودند برخی بین دو گزاره ی مسلم تاریخی و دینی یکی از دوراه رو برگزیدند باید عرض کنم، یک راه سومی هم هست که خیلی ها اون رو برگزیدند، و اون اینه که در عین رعایت عفت و حجاب و حیا و رعایت موازین به فعالت های اجتماعای و ... پرداخته اند و مردم رو نمیشه به همون دو گروهی که ایشون عرض کردند فقط تقسیم کرد.

با این حرفشونم که کاملا مخالفم که فرمودند :"حضور زن در جامعه نمی تواند خالی از اختلاط و نقض حریمهای شرعی و اخلاقی باشد!" کی گفته این رو!؟!! این همه نمونه های موفق داریم، یکی از بارزترین هاشون سرکار خانوم دباغ هستند! کی ایشون با اینکه خیلی سمت ها داشتند و خیلی جاها بیشتر از یک مرد برای کشور کار کردند ، حریم های شرعی و اخلاقی رو شکستند، ایشون و خیلی خانوم های دیگه... یه مجری که نمیتونه برای ما بشه مثال برای کلیت بخشیدن به حرف هامون!

و اینکه زن تنها زمانی میتونه در جامعه نقش ایفا کنه که برای دفاع از حریم ولایت باشه... این نظر خیلی کلی است.اولا خیلی از کارها مصداق دفاع از ولایت است. اون خانومی که تو انرژی اتمی داره فعالیت علمی میکنه هم ممکنه هدفش دفاع از ولایت باشه و سرسپردگی در برابر ولایت، اون خانوم معلم هم همینطور ، اون خانوم وزیر هم همینطور... نمیشه بگیم زنان بشینند کنج خانه، هر موقع جنبش سبز وارد عمل شد بیایند بیرون از حریم ولایت دفاع کنند که!

و در ادامه ی مطلب نظر حضرت اقا رو در مورد کار کردن زن جمع آوری کرده ایم که به اندازه ی کافی روشن و گویاست:

ادامه نوشته

از همه در سخنی...

1- انتخابات هم به سلامتی تمام شد،اکثریت کسانی که بهشون رای دادم الحمدلله رای اوردند، ببینیم چه میکنند...!

2- در مورد انتخابات مشهد هم به همان اندازه که از رای نیاوردن شریعتی و رای آوردن دکتر بحرینی خوشحال شدم، همانقدر از رای آوردن مجدد کریمی ناراحت شدم! ولیکن بسی روحم شاد شد که این خانوم شریعتی با این همه خرج های میلیونی چطور خورد تو ذوقش!به نظرم باید ادب شده باشه!واقعا میل به قدرت چه میــــــــــــکنه!

3- دلم میخواد دستم برسه به این "طیب رجب اردوغان ریاکار" که چه ژست فلسطین دوستی گرفته بود اونسال و چه عوام فریبی کرد و حالا چقدر در قضیه ی سوریه موش میدواند و شده آتش بیار معرکه! و هم صدای نتانیاهو و سایر اسرائیلیون عرب!! فقط در "الجزیره" و "العربیه" است که میتوان شخصیت پلید این آدم و البته شخصیت پلید صحنه گردانان این دو شبکه را شناخت!

4- برنامه ی ثریای هفته قبل واقعا اشک آدم را در می آورد! واقعا وقتی مستند نساجی مازندران را دیدم متأثر شدم، هنوز خاطره ی بچگی هایم را فراموش نکرده ام وقتی با مادرم میرفتیم آن فروشگاه خیلی بزرگ نساجی مازندران و خرید میکردیم. آن وقت ها مادرم همیشه پارچه هایش را از آنجا میخرید... ثریای این هفته هم راجع به مقوله ی نساجی است، توصیه میکنم دیدنش را از دست ندهید، چهارشنبه شب ساعت یازده شبکه ی یک!

5- تو خونه ی ما انگار بمب منفجر شده! سر تا سر حال پر شده از کتابهایی که از نمایشگاه کتاب خریداری کردیم! توی کتابخونه هم که جا نیست دیگه! ما یه کتابخونه داریم که هشت طبقه داره و بلندیش تا سقف میرسه، همه ی طبقه هاش پر شده حتی تا دو ردیف جلوی کتابخونه ، روی زمین کتاب چیدیم!موندم کتابای جدید رو کجای دلم بذارم؟! راستی نمایشگاه کتاب امسال خیلی بهتر بود، نمیدونم اما به نظرم امسال کمتر از پارسال کتاب های عوامانه به چشمم اومد! خوشحالم!

6- دوباره زدم تو کار نشریه! این دفه یه نشریه ی کشوریه! مسئولیتش افتاد گردن خودم! ظاهرا ما پشت دستمون رو داغ نمیکنیم که! البته دوست دارم خودم!

7- نتایج ارشد هم که نمیاد ببینیم چه گلی به سرمون زدیم!یه حس خوبی دارم! دقیقا همون حسی که موقع دادن نتایج آزمون سراسری پنج سال پیش داشتم!

8- در ضمن روزمون هم مبارک! امیدوارم همه ی دوستانی که امسال تولد حضرت زینب رو بهشون تبریک گفتم تا سال اینده به ما شیرینی بدن تا ما بجای اون روز ، این روز رو بهشون تبریک بگیم!  امسال اس ام اس های جالبی رد و بدل میشد مثل همیشه!

9- دیروز سوار تاکسی بودم ، راننده ی تاکسی یه پسر جوون و امروزی بود از اونایی که صدای ضبط ماشینشون همیشه به راهه! غیر از من چند تا مسافر دیگه هم زد، مسافر اولی که میخواست پیاده بشه کرایش میشد 300 تومن، مسافر به راننده یه 500 تومنی داد، راننده گفت: خورده نداری؟ مسافر گفت: نه متاسفانه! راننده گفت: برو  اشکالی نداره!  و ازش پولی نگرفت. مسافر دومی کمی جلوتر پیاده شد، اون هم خورده نداشت! راننده دوباره گفت : برو اشکال نداره! چون خورده ندارم پولت رو برات خورد کنم. اما مسافر دلش راضی نشد گفت اشکال نداره بقی پول حلالت... وقتی من میخواستم پیاده بشم، پولم پنج هزار تومنی بود و کرایه ام میشد 400 تومن، پول رو بهش دادم. گفت شما هم خورده نداری؟ گفتم نه ببخشید!ندارم متاسفانه! گفت اشکال نداره!برید. گفتم چرا؟ گفت آخه صد تومنی ندارم  که باقی پولتون رو بدم. گفتم خواهش میکنم،صد تومن که دیگه چیزی نیست، حلالتون. پنج تومنی رو گرفت و باقی پولم رو داد. وقتی پیاده شدم خیلی تحسینش کردم. اگه اقا بودم حتما جلو روی خودش بهش میگفتم که خیلی کم پیدا میشن کسایی که مثل شما  دنبال نون حلال باشن.کاش بقیه ی راننده ها هم مثل این بنده خدا بودن. شاید به ظاهر 100 تومن چیزی نباشه برای من، اما وقتی میبینم یه راننده تاکسی با پررویی بیشتر از اون حدی که حقشه میگیره عصبانی میشم حتی اگه 100 تومن باشه. این قضیه رو داشتم برای همسرم تعریف میکردم، گفتم چجوری این پولای حروم از گلوی اینا پایین میره. گفت: ای بابا، خیلیها صد ملیون صد میلیون میخورن یه قلپ هم روش! گفت: تو فکر میکنی این کسی که 100 تومن میخوره با اون کسی که 100 میلیون میخوره یا با اون کسی که 100 میلیارد میخوره فرقی داره؟ نه! اینا همشون مثل هم اند! فقط این یکی دستش فقط به همین 100 تومن رسیده ، اون یکی چون دستش بازتره برا چاپیدن 100 میلیون میخوره و اون یکی بیشتر. مطمئن باش همین راننده تاکسی هایی که خورد خورد پول مردم رو به جیب میزنند اگه سمت بالاتری داشتند و دستشون میرسید مثل همونی میشد ند که 100 میلیارد خورده! ولی کسی مثل این راننده تاکسی که گفتی ،چون دنبال نون حلاله حتی اگر 100میلیارد از زیر دستش رد بشه به یک قرونش هم نظر سوء نداره...دیدم خیلی حرف عمیقیه! واقعا هــــــــــــــا !

انتقاد دکتر رمضان عبدالله از پرداختن به بهار عربی: بهار ما بهار فلسطین است!

دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین دکتر رمضان عبدالله:

امروز قدس، سرزمین و ملت و آرمان فلسطین در خطر هستند، تمامی امور مربوط به ما در معرض تهدید و خطر قرار دارد و جهانیان ما را فراموش کرده و سرگرم مسائلی دیگر همچون بهار عربی هستند که نتایج خوبی را تاکنون در برنداشته است. بهار ما بهار فلسطین است که به آرامی در راه است، اما به یاری خداوند حتما فرا خواهد رسید و ما امروز اولین میوه آن را با آزادی خضر عدنان و قبل از آن با آزادی هنا شلبی برداشت کردیم و به یاری خداوند در آینده ای نزدیک شاهد دستاوردها و موفقیت های بیشتری در این زمینه خواهیم بود. اینجا

تظاهرات علیه ناتو و G8

دیشب با چند نفر از اعضای کمپین همبستگی با ملت ایران در امریکا جلسه ای داشتیم. قرار هست که چهار روز در امریکا توسط جنبش های ضد جنگ تظاهراتی انجام بشه علیه ناتو و گروه G8 و محوریت اصلی این تظاهرات مخالفت با جنگ علیه ایران خواهد بود. دوستان از کمپین همبستگی با ملت ایران اومده بودند تا قول همکاری رو از تشکل های دانشجویی و انقلابی ایران هم بگیرند.

نتیجه ی اولیه ی این جلسه این شد که قراره 29 اردیبهشت هم تظاهراتی در تهران بعد از نماز جمعه انجام بگیره علیه ناتو، که البته احتمالا این تظاهرات جنبه های دیگه ای هم داشته باشه مثل محکومیت ترور های اخیر و ...