تبليغاتX
مجاهد سیصد و سیزده

مجاهد سیصد و سیزده
 
زندگی که به شهادت ختم نشود فقط به درد مرگ می خورد!

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نگارش یافته به تاریخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 به قلم بانوی مجاهد

دکتر کوشکی مطلبی رو نوشتند به نام انسانیت و جنسیت که با قسمت هایی از حرف های ایشون در این رابطه موافق و در یکی دو مورد هم مخالفم.به عنوان مثال ایشون در قسمتی از مقاله ی خودشون آورده اند که  "...چون زن نمی تواند فارغ از جذابیت در جامعه ظاهر شود!" این جمله رو قبول ندارم چون مصادیقی که نقضش میکنه زیادند.

و اما در مورد کل ماجرا به نظر من نمیشه این مباحث رو اینگونه خشک و بی روح برای مردم جامعه بیان کرد و انتظار داشت همه از اون اطاعت کنند و از فردا هم زنان بروند کنج خانه هایشان در پستو بنشینند.

تصور کنید چنین حرف هایی رو که دکتر کوشکی بیان کردند به خانوم هایی که امروز در دانشگاه ها درس میخوانند یا مشغول به کارند بگوییم، نه تنها عمل نمیکنند بلکه نگاه منفی نسبت به اسلام  پیدا کرده و اون رو مانع ازادیشون میدونند. به عبارت دیگر این حرف ها بیشتر به نظر من نتیجه ی منفی دارد. شاید بشود در  میان خواص آن را مطرح کرد اما در بین عامه ی مردم این حرف ها نتیجه ی خوبی در برنخواهد داشت. ما نمیتوانیم از زن ها بخواهیم در خانه بشینند، روند کار اینطور نیست، باید در ابتدا فرهنگ سازی کرد، مزیت های حضور زن در منزل را از نظر تربیت فرزند و نیز از نظر علم روانشناسی و جامعه شناسی و ... بیان کرد و به مردم شناساند و بعد وارد فاز اجرایی شد. هم اکنون در جامعه ی ما شأن اجتماعی یک زن خانه دار  به مراتب پایین تر از خانومیست که در یک شرکت کار میکند. وقتی اینطور باشد همه زنان ترجیح میدهند برای یافتن شأن اجتماعی به دنبال یافتن شغلی در خارج از منزل باشند ولو اینکه  این کار منشی بودن در شرکت باشد.

وقتی شأن  اجتماعی و مزیت های یک خانم خانه دار در جامعه بالا برود آنوقت به صورت خود به خودی خانوم ها خانه داری را به فعالیت شغلی خارج از منزل ترجیح میدهند . اگر برای خانم های خانه دار حقوق ماهیانه در نظر گرفته بشه و به صورت رایگان بیمه بشوند، دیگر به ندرت زنی پیدا میشود که آرامش بودن در خانه اش را به هیاهو و درد سر های بودن در فضای پر دردسر شهر ترجیح بدهد  خلاصه ی کلام اینکه اجرای چنین حرف هایی یه سری زیر ساخت میخواهد. همین طور رو ی هوا نمیشود حرف زد .
یکی از  مهم ترین عواملی که باعث میشود خانم ها متقاضی کار بیرون از منزل باشند اینست که درآمدی داشته باشند، استقلال مالی داشته باشند،خیلی از خانوم های کارمند واقعا ترجیح روحی شان اینست که خانه دار باشند .
در حقیقت باید فضا را برای حضور خانم ها در منزل فراهم کرد بعد ... . مثلا میشود برای خانم های کارمند طرح های دورکاری بگذارند تا از داخل منزل کارهای اداریشان را انجام بدهند، یا همانطور که گفتم میشود برای خانم های خانه دار حقوق ماهیانه و بیمه رایگان قائل شد ، یا تفکیک های حساب شده ی جنسیتی را بیشتر اعمال کرد....

بالاخره وقتی قرار است یک سری از مزیت ها و آزادی ها  را ( هرچند ظاهری یا مضر یا کاذب باشد) از خانم ها سلب کرد باید در مقابلش چیزی را به ایشان داد که در نظرشان بیارزد و حاظر به معامله شوند،  همین طور خشک و خالی نمیشود زنان را  مجبور یا حتی دعوت به فاصله گرفتن از محیط های اداری و کاری و ... کرد و انتظار داشت زنان بگویند چشم!

برای عملی کردن این نظریات باید طرح های جایگزین اعمال بشود، طرح هایی که بتواند نیاز زنان را برای داشتن روابط اجتماعی ارضا کند، تا حدودی برایشان استقلال مالی در  نظر گرفته بشود ، مثلا محیط ها و کلاس های ورزشی  ، هنری رایگان ، انواع و اقسام آموزش ها یم ختلف ، تفکیک محیط های اداری ،اموزشی ، پرداخت حقوق ماهیانه به زنان خانه دار و بیمه رایگان ایشان ، و اطلاع رسانی از طریق رسانه ها در مورد نزیت های بودن مادر و همسر در محیط خانه و راه های دیگر پیشنهاد هاییست که در این زمینه میتوان مطرح کرد... .

پی نوشت و تکمله ی بحث:

در کل در مورد صحبت های دکتر کوشکی باید بگم که نمیشه مردم رو به این متهم کرد که برای اینکه کار خودشون رو بکنند فقط دارند توجیح می آورند،باید دید دلیل توجیح شان چیست. دوم اینکه در مورد چاراگراف سوم عرایض ایشون که فرمودند برخی بین دو گزاره ی مسلم تاریخی و دینی یکی از دوراه رو برگزیدند باید عرض کنم، یک راه سومی هم هست که خیلی ها اون رو برگزیدند، و اون اینه که در عین رعایت عفت و حجاب و حیا و رعایت موازین به فعالت های اجتماعای و ... پرداخته اند و مردم رو نمیشه به همون دو گروهی که ایشون عرض کردند فقط تقسیم کرد.

با این حرفشونم که کاملا مخالفم که فرمودند :"حضور زن در جامعه نمی تواند خالی از اختلاط و نقض حریمهای شرعی و اخلاقی باشد!" کی گفته این رو!؟!! این همه نمونه های موفق داریم، یکی از بارزترین هاشون سرکار خانوم دباغ هستند! کی ایشون با اینکه خیلی سمت ها داشتند و خیلی جاها بیشتر از یک مرد برای کشور کار کردند ، حریم های شرعی و اخلاقی رو شکستند، ایشون و خیلی خانوم های دیگه... یه مجری که نمیتونه برای ما بشه مثال برای کلیت بخشیدن به حرف هامون!

و اینکه زن تنها زمانی میتونه در جامعه نقش ایفا کنه که برای دفاع از حریم ولایت باشه... این نظر خیلی کلی است.اولا خیلی از کارها مصداق دفاع از ولایت است. اون خانومی که تو انرژی اتمی داره فعالیت علمی میکنه هم ممکنه هدفش دفاع از ولایت باشه و سرسپردگی در برابر ولایت، اون خانوم معلم هم همینطور ، اون خانوم وزیر هم همینطور... نمیشه بگیم زنان بشینند کنج خانه، هر موقع جنبش سبز وارد عمل شد بیایند بیرون از حریم ولایت دفاع کنند که!

و در ادامه ی مطلب نظر حضرت اقا رو در مورد کار کردن زن جمع آوری کرده ایم که به اندازه ی کافی روشن و گویاست:


برچسب‌ها: زن و جامعه, کار در بیرون از منزل برای زنان, انسانیت و جنسیت, زنان, دیدگاه رهبری در مورد اشتغال زنان

الباقی مطالب این پست
نگارش یافته به تاریخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 به قلم بانوی مجاهد

1- انتخابات هم به سلامتی تمام شد،اکثریت کسانی که بهشون رای دادم الحمدلله رای اوردند، ببینیم چه میکنند...!

2- در مورد انتخابات مشهد هم به همان اندازه که از رای نیاوردن شریعتی و رای آوردن دکتر بحرینی خوشحال شدم، همانقدر از رای آوردن مجدد کریمی ناراحت شدم! ولیکن بسی روحم شاد شد که این خانوم شریعتی با این همه خرج های میلیونی چطور خورد تو ذوقش!به نظرم باید ادب شده باشه!واقعا میل به قدرت چه میــــــــــــکنه!

3- دلم میخواد دستم برسه به این "طیب رجب اردوغان ریاکار" که چه ژست فلسطین دوستی گرفته بود اونسال و چه عوام فریبی کرد و حالا چقدر در قضیه ی سوریه موش میدواند و شده آتش بیار معرکه! و هم صدای نتانیاهو و سایر اسرائیلیون عرب!! فقط در "الجزیره" و "العربیه" است که میتوان شخصیت پلید این آدم و البته شخصیت پلید صحنه گردانان این دو شبکه را شناخت!

4- برنامه ی ثریای هفته قبل واقعا اشک آدم را در می آورد! واقعا وقتی مستند نساجی مازندران را دیدم متأثر شدم، هنوز خاطره ی بچگی هایم را فراموش نکرده ام وقتی با مادرم میرفتیم آن فروشگاه خیلی بزرگ نساجی مازندران و خرید میکردیم. آن وقت ها مادرم همیشه پارچه هایش را از آنجا میخرید... ثریای این هفته هم راجع به مقوله ی نساجی است، توصیه میکنم دیدنش را از دست ندهید، چهارشنبه شب ساعت یازده شبکه ی یک!

5- تو خونه ی ما انگار بمب منفجر شده! سر تا سر حال پر شده از کتابهایی که از نمایشگاه کتاب خریداری کردیم! توی کتابخونه هم که جا نیست دیگه! ما یه کتابخونه داریم که هشت طبقه داره و بلندیش تا سقف میرسه، همه ی طبقه هاش پر شده حتی تا دو ردیف جلوی کتابخونه ، روی زمین کتاب چیدیم!موندم کتابای جدید رو کجای دلم بذارم؟! راستی نمایشگاه کتاب امسال خیلی بهتر بود، نمیدونم اما به نظرم امسال کمتر از پارسال کتاب های عوامانه به چشمم اومد! خوشحالم!

6- دوباره زدم تو کار نشریه! این دفه یه نشریه ی کشوریه! مسئولیتش افتاد گردن خودم! ظاهرا ما پشت دستمون رو داغ نمیکنیم که! البته دوست دارم خودم!

7- نتایج ارشد هم که نمیاد ببینیم چه گلی به سرمون زدیم!یه حس خوبی دارم! دقیقا همون حسی که موقع دادن نتایج آزمون سراسری پنج سال پیش داشتم!

8- در ضمن روزمون هم مبارک! امیدوارم همه ی دوستانی که امسال تولد حضرت زینب رو بهشون تبریک گفتم تا سال اینده به ما شیرینی بدن تا ما بجای اون روز ، این روز رو بهشون تبریک بگیم!  امسال اس ام اس های جالبی رد و بدل میشد مثل همیشه!

9- دیروز سوار تاکسی بودم ، راننده ی تاکسی یه پسر جوون و امروزی بود از اونایی که صدای ضبط ماشینشون همیشه به راهه! غیر از من چند تا مسافر دیگه هم زد، مسافر اولی که میخواست پیاده بشه کرایش میشد 300 تومن، مسافر به راننده یه 500 تومنی داد، راننده گفت: خورده نداری؟ مسافر گفت: نه متاسفانه! راننده گفت: برو  اشکالی نداره!  و ازش پولی نگرفت. مسافر دومی کمی جلوتر پیاده شد، اون هم خورده نداشت! راننده دوباره گفت : برو اشکال نداره! چون خورده ندارم پولت رو برات خورد کنم. اما مسافر دلش راضی نشد گفت اشکال نداره بقی پول حلالت... وقتی من میخواستم پیاده بشم، پولم پنج هزار تومنی بود و کرایه ام میشد 400 تومن، پول رو بهش دادم. گفت شما هم خورده نداری؟ گفتم نه ببخشید!ندارم متاسفانه! گفت اشکال نداره!برید. گفتم چرا؟ گفت آخه صد تومنی ندارم  که باقی پولتون رو بدم. گفتم خواهش میکنم،صد تومن که دیگه چیزی نیست، حلالتون. پنج تومنی رو گرفت و باقی پولم رو داد. وقتی پیاده شدم خیلی تحسینش کردم. اگه اقا بودم حتما جلو روی خودش بهش میگفتم که خیلی کم پیدا میشن کسایی که مثل شما  دنبال نون حلال باشن.کاش بقیه ی راننده ها هم مثل این بنده خدا بودن. شاید به ظاهر 100 تومن چیزی نباشه برای من، اما وقتی میبینم یه راننده تاکسی با پررویی بیشتر از اون حدی که حقشه میگیره عصبانی میشم حتی اگه 100 تومن باشه. این قضیه رو داشتم برای همسرم تعریف میکردم، گفتم چجوری این پولای حروم از گلوی اینا پایین میره. گفت: ای بابا، خیلیها صد ملیون صد میلیون میخورن یه قلپ هم روش! گفت: تو فکر میکنی این کسی که 100 تومن میخوره با اون کسی که 100 میلیون میخوره یا با اون کسی که 100 میلیارد میخوره فرقی داره؟ نه! اینا همشون مثل هم اند! فقط این یکی دستش فقط به همین 100 تومن رسیده ، اون یکی چون دستش بازتره برا چاپیدن 100 میلیون میخوره و اون یکی بیشتر. مطمئن باش همین راننده تاکسی هایی که خورد خورد پول مردم رو به جیب میزنند اگه سمت بالاتری داشتند و دستشون میرسید مثل همونی میشد ند که 100 میلیارد خورده! ولی کسی مثل این راننده تاکسی که گفتی ،چون دنبال نون حلاله حتی اگر 100میلیارد از زیر دستش رد بشه به یک قرونش هم نظر سوء نداره...دیدم خیلی حرف عمیقیه! واقعا هــــــــــــــا !


نگارش یافته به تاریخ جمعه یکم اردیبهشت 1391 به قلم بانوی مجاهد

دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین دکتر رمضان عبدالله:

امروز قدس، سرزمین و ملت و آرمان فلسطین در خطر هستند، تمامی امور مربوط به ما در معرض تهدید و خطر قرار دارد و جهانیان ما را فراموش کرده و سرگرم مسائلی دیگر همچون بهار عربی هستند که نتایج خوبی را تاکنون در برنداشته است. بهار ما بهار فلسطین است که به آرامی در راه است، اما به یاری خداوند حتما فرا خواهد رسید و ما امروز اولین میوه آن را با آزادی خضر عدنان و قبل از آن با آزادی هنا شلبی برداشت کردیم و به یاری خداوند در آینده ای نزدیک شاهد دستاوردها و موفقیت های بیشتری در این زمینه خواهیم بود. اینجا


برچسب‌ها: بهار فلسطین, بهار عربی
نگارش یافته به تاریخ جمعه یکم اردیبهشت 1391 به قلم بانوی مجاهد
دیشب با چند نفر از اعضای کمپین همبستگی با ملت ایران در امریکا جلسه ای داشتیم. قرار هست که چهار روز در امریکا توسط جنبش های ضد جنگ تظاهراتی انجام بشه علیه ناتو و گروه G8 و محوریت اصلی این تظاهرات مخالفت با جنگ علیه ایران خواهد بود. دوستان از کمپین همبستگی با ملت ایران اومده بودند تا قول همکاری رو از تشکل های دانشجویی و انقلابی ایران هم بگیرند.

نتیجه ی اولیه ی این جلسه این شد که قراره 29 اردیبهشت هم تظاهراتی در تهران بعد از نماز جمعه انجام بگیره علیه ناتو، که البته احتمالا این تظاهرات جنبه های دیگه ای هم داشته باشه مثل محکومیت ترور های اخیر و ...


برچسب‌ها: تظاهرات علیه ناتو و G8
نگارش یافته به تاریخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 به قلم بانوی مجاهد

صبح روز بعد ،نگهبان نان و چای آورد و رختخوابی را که مادرم فرستاده بود،به دیوار تکیه داد. در را باز گذاشت و به من اطلاع داد که زندانیان دیگر به دیدنم خواهند آمد و توصیه کرد با آنها دوست بشوم؛چون ممکن است مدتی اینجا گرفتار شوم.

به نظر میرسید با او راحت تر میشد کنار آمد تا نگهبان دیشبی، از او پرسیدم ایا میداند چرا مرا بازداشت کرده اند؟

او حقیقت امر را به من گفت : " بله، شما جرم سنگینی مرتکب شده اید و مجازات خواهید شد.وسط روز اتوموبیل شما از اتوموبیل ولیعهد سبقت گرفته است.شماره ی اتوموبیلتان را برداشته اند..."

مات و مبهوت  به او نگاه کردم.وسط روز من منتظر بودم که عزیز با ماشین برگردد تا من بتوانم به رضوانیه بروم.ناگهان خنده ام گرفت.اشتباه شده بود!خدا را شکر کردم که مرا به جای برادرم برای چنین جرم احمقانه ای بازداشت کرده اند. با این حال،بی معنا بودن جرم تکان دهنده بود.هرقدر هم که آدم به خشونت ها و سختگیری های دیکتاتوری عادت کرده باشد،باز هم استبداد رای آن ، آدم را به وحشت می اندازد.

منوچهر فرمانفریان.برگرفته از کتاب "ما شما را آدم کردیم" -مجموعه کتب تاریخ پهلوی- انتشارات مدرسه


برچسب‌ها: تاریخ پهلوی
نگارش یافته به تاریخ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 به قلم بانوی مجاهد

جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی باید در رابطه ی بین امت و امام شکل بگیرد. یعنی چه؟ ببینید ما یک امام داریم ، یک نظام داریم، یک امت داریم،رهبری صرفا رهبر جمهوری اسلامی یا  رهبر نظام نیست. یک عده آمده اند این کار را کرده اند که جلوی بچه حزب اللهی ها ایستاده اند یعنی حق نداری مستقیما حرف های رهبری را بشنوی من باید به تو بگویم چه چیزی را بشنوی و چه چیزی را نشنوی، میخواهند ارتباط رهبری را با حزب اللهی ها قطع کنند!

رهبری دارد میگوید فقر، فساد ، تبعیض ، و من دارم میبینم تویی که داری خودت را داری به رهبری منتسب میکنی در عملکردت کوچکترین دغدغه ای راجه به دغدغه ی رهبری نداری!

جزوه ی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی - وحید جلیلی

فقط و فساد و تبعیض و این روز ها بحث وحدت! و خیلی از حرف های دیگر آقا...

آقا خودشان بارها فرموده اند روضه ی فاطمیه نباید باز خوانده شود، فقط باید چند اشاره کرد و والسلام... میری هیئت میبینی ریزترین چیزها را هم.. اینقدر باز میخوانند روضه را که شرمت می آید، بعد هم که اسم اولی و دومی و لعن و نفرین و ... حالا فکر میکنند مثلا اسم اولی و دومی را نیاورند و بجایش این عبارت "اولی، دومی" را بیاورند خیلی توفیر میکند و اهل سنت نمیفهمند! اصلا چه اصراری هست؟ بجای این حرف ها از هدف فاطمه سلام الله صحبت کنید از فضایل ایشان بگویید. در شرایطی که اینقدر جهان اسلام به وحدت نیاز دارد چرا اینقدر پرده دری و تحریک؟ به اسم حزب اللهی بازی هم این کارها را میکنند! خود ائمه بارها و بارها گفته اند خدا لعنت کند کسی را که سرِّ ما را فاش میکند.با این روضه ی باز  خواندن ها هم شامل لعن ائمه می شوید و هم با کنایه هایتان وحدت جامعه ی اسلامی را به هم میزنید.مگر نه اینکه علی ع 25 سال برای حفظ وحدت امت اسلام سکوت کرد؟ حالا چه شده که یک عده به اسم عشق علی و فاطمه "سلام الله علیهما" وحدت را زیر پا میگذارند.اگر واقعا حزب اللهی هستید و اگر واقعا داعیه دار ولایتید پس چرا این دغدغه ی حضرت اقا را میشنوید و عمل نمیکنید؟

عزیزی میگفت بترسیم از روزی که همین هایی که در همین هیئت ها عربده میکشند و یقه چاک میدهند و صدای لعن و نفرینشان گوش عالم را کر میکند به اسم علی و با شمشیر علی سر رهبری را ببرند!

خلاصه اینکه فاطمیه را بستری برای دعواهای ضد وحدت نکنیم.یادمون نره خیلی از برادران اهل سنت ما از ما ولایتی تر هستند. نمونش شهید بزرگوار مولوی جنگی زهی، امام جمعه اهل سنت راسک ،که نمونه ی تمام عیار یک انسان ولایی بود و خودش فرمانده ی یک پایگاه بسیج و چقدر به معنای واقعی مطیع رهبر.اینجا

برچسب‌ها: حفظ وحدت, شهید مولوی جنگی زهی, ولایت فیقه
نگارش یافته به تاریخ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 به قلم بانوی مجاهد

دوشب پیش حاج اقا پناهیان تو مراسم هیئت دانشگاه امیر کبیر چند تا نکته ی خیلی ناب اخلاقی  (به قول یکی از مخاطبان نکته ی ناب ایمانی) گفتند که برای خودم جدید بود.

یه نکته ایش که خیـــلی برام جالب بود این بود که پرسیدند به نظر شما کسی که تو دین بدعت وارد میکنه از نظظر ملکات نفسانی دچار چه حالتی میشه؟ من هر حدسی رو زدم غیر این پاسخ که ایشون خودشون فرمودند. گفتند کسی که در دین بدعت وارد میکنه خشوعش در عبادت بیشتر میشه!! البته این نکته خودش یک حدیث بود که اگر اشتباه نکنم از امام علی ع نقل کرده بودند.

حالا مصداق این بدعت چی بود؟ من خودم همیشه فکر میکردم بدعت گذار در دین فقط کسی رو شامل میشه که یه سنت جدیدی رو و یک چیزی رو که در دین نبوده به اسم دین وارد کنه.اما اون چیزی که برآیند از صحبت های حاج اقا بود این بود که ما یه کاری رو خیلی هامون انجام میدیم که این هم مصداق بدعته و همین هم باعث میشه که خشوعمون در نماز و عبادت بیشتر بشه. اینکه گاهی وقت ها یک وظیفه ی دینی داریم که اون رو باید انجام بدیم اما به هر دلیلی از انجام اون سر باز میزنیم و در مقابل یک عمل دینی دیگه ای رو پررنگ تر انجام میدیم. برای اینکه این بحث روشن تر بشه یک مثال میزنم مثلا خود حاج اقا گفتند، گاهی وقت ها یه خانومی یا یک آقایی حق همسرش رو ادا نمیکنه ، یا ظلمی بهش میکنه (یا مثلا به والدینش بی احترامی میکنه یا...) بعد وقتی میره نماز بخونه تو دلش میگه حالا عیبی نداره در عوضش نمازم رو باحال تر میخونم، و واقعا هم نمازش رو باحال تر و با خضوع و خضوع بیشتری میخونه. یعنی کاری که شیطان با آدم بدعت گذار میکنه اینه که برای اینکه انسان رو از کوتاهی که در یک زمینه از دینش انجام داده غافل بکنه به انسان کمک میکنه که عمل دینی دیگرش رو با خشوع بیشتری انجام بده. خلاصه ی ماجرا اینه که بدعت گذاری در دین با تفصیلی که عرض کردم موجب میشه ما یک خضوع و خشوع شیطانی درست و حسابی در عباداتمون داشته باشیم!

یه مثال دیگه ای رو هم خود حاج آقا زدند گفتند فلان عالمی با استادش رفته بودند کربلا ، تو گروهشون یه فردی بود که هر روز که مشرف میشد به حرم با یه حال خیلی عجیبی گریه میکرد به طوری که همه به حالش غبطه میخوردند. همونجا استادشون گفت که این طبیعی نیست،این یه چیزیش هست،چون قلب طبیعی هر مومنی اقبال و ادبار داره و نمیتونه هر روز با چنینی حالتی اشک بریزه و... حاج آقا میگفت این حرف اون استاد رو ما چند سال بعدش فهمیدیم که همون اقایی که با اون شدت و حدت تو کربلا اشک میریخت یه جریان انحرافی راه انداخت و کلا منحرف شد...

یه نکته ی جالب دیگه این بود که گفتند حدیث داریم که انسان مومن به میل عیالش غذا میخوره و انسان منافق عیالش به میل او غذا میخورد! حالا تفسیر و تفصیلش بماند...

اما همون نکته ی اول من رو خیلی گرفت...زیاد دیدم آخه...شاید خودم هم تجربش کرده باشم... یه نمونه ی دیگش مثلا طرف حجابش رو رعایت نمیکنه یا یه اقای هوای چشمش رو نداره اما در عوض یه نمازی میخونه که بیا و ببین! خیلی باید حواسمون به خودمون باشه، با این تفسیر هر وقت نماز خوندنمون بهمون حال داد یا هیئت رفتنمون ، یا زیارت عاشورا خوندنمون و... نباید خیلی زود ته دلمون کیف کنیم که آخ جون چه نمازی ،چه هیئتی ، چه زیارت عاشورایی ، چه حالی کردم! قسم اولش اینه که به خودمون شک کنیم و بررسی کنیم ببینیم این حالی که بهمون دست داد شیطون کمکمون کرد یا واقعا برخواسته از صفای قلبی و باطنی خودمون بود... پناه بر خدا...


برچسب‌ها: خودسازی
نگارش یافته به تاریخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 به قلم بانوی مجاهد

Subject: واکنش

Inline image 2

از دیروزه که هر موقع این عکس رو میبینم نمیتونم جلوی خنده ی خودم رو بگیرم. گفتم بذارمش روی وبلاگ شما هم مستفیض بشید.زیبا و هنرمندانست

.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک